تبليغاتX
.::همه چیز برای سرگرم شدن اینجا هست::.


.::همه چیز برای سرگرم شدن اینجا هست::.

(( بیایید با هم فرهنگ درست استفاده از اینترنت را رواج دهیم ))

نخست نامهاي كه با ( آ ) آغاز ميشود. پسران


۱- آبـتين ................................... يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه، پدر فريدون

۲- آتـش..................................... آتـش

۳- آذين ..................................... نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين، تـزيـين و آرايش

۴- آراد ......................................... نام فرشته اي

۵- آرام.......................................... خاموش

۶- آرتان ........................................ نام پدر زن داريوش کبـير

۷- آرش......................................... يکي از پهـلوانان سنـتي ايران

۸- آرشام........................................ .بسيار نيرومند، پدر بزرگ داريوش کبـير

۹- آرمان........................................ ..آماج(هـدف)

۱۰- آرمين........................................ يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه

۱۱- آريا.......................................... .نام باستاني ايران

۱۲- آريامنش.................................... داراي رفتار آريايي، نام پسر داريوش

۱۳- آريانا...................................... ..منسوب به نژاد و قوم آرين يا آريايي

۱۴- آرين.......................................مؠ ?بوط به نژاد آريا

۱۵- آزاد.......................................آؠ ?اد

۱۶- آويژه....................................خا ص و خالص، پاک و پاکيزه

17-آتروپات.................................ب٠ ? چَم(معني) نگاهبان آتش و نام ساتراپ آذربايجان در زمان تازش اسكندر گجستك(ملعون)

۲-آذرخش

18-آريان......................................ا ز ريشهء فرانسه به معني آريايي=آرين

19-آريوبرزن.................................. .از سرداران پارسي كه پايداري او در برابر سپاه اسكندر معروف است

20-آريافر...................................... .داراي فر آريايي

21-آريابان.................................... .........سرور آريايي يا فرماندهء آرياييان

22-آريامهر.................................... ......نور و دوستي آريايي

 

بقیه نامها در ادامه مطلب . . .

نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387 توسط شهروز| |

:: نام های دختران
فردخت: دختر باشکوه و زیبا
کرشمه: ناز، غمزه، اشاره با چشم و ابرو
گلبانو: بانوی گل، بانویی که مانند گل است

 

:: نام های پسران
فربد: راست و درست، استوار، دارنده شکوه جلال ایزدی، نگهبان فر و شکوه
کردان: نام پسر مرزبان یکی از بهدینان یزد که 880 یزدگردی میزیست
گیلو: نام وزیر و قهرمانی در ویس و رامین

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386 توسط شهروز| |

گشن: نیرومند، تنومند
لهراسب:
دارنده اسب تندرو، از پادشاهان سلسله کیانی
مهراد: بخشنده چون ماه

صیرتا: خیال
فرامرز:
آمرزنده دشمن، از پیش آمرزنده، نام پسر رستم پهلوان نامی شاهنامه
کهبد: خداوند کوه، کوه نشین، پارسایی که در کوه مشغول عبادت است

ژیگس: پدر میرسوس سردار پارسی به عهده داریوش هخامنشی
سروش: فرشته، جبرئیل، یکی از
گوشه های ماهور در موسیقی سنتی
شکیبا: بردبار، صبور، تحم کننده

دامون: پیرامون، دامنه، جنگل
راشین:
نام جد افراسیاب، آرام و ثابت
زروان: پرده دار، خالق نیکیها و حاجب انوشیروان

نشیم: مقام، لانه، آشیانه
ورزاد:
نام پسر آتوپ پسر تیران دوم از پادشاهان اشکانی
هرواک: نام دیگر خسرو پرویز

گشواد: نام پهلوانی ایرانی در زمان کیکاووس
لاوی:
نام سومین پسر یعقوب پیامبر
موغان: نام اسپهبدی است پسر دلوله

غنج: نیکو، خوش، سرین، جوان،
فارناسیس:
نام برادر زن داریوش سوم که با خواهر کمبوجیه به نام آتس سا ازدواج کرد
کوشا: کوشنده، سعی کننده

خداداد: داده خدا
داتیس: نام سرداری از ماد، نام سرداری در زمان
داریوش بزرگ
رادمهر: بخشنده خورشید، نام سردار داریوش سوم

تارخ: نام پدر حضرت ابراهیم
جابان:
از سرداران ایرانی در سده ی دوم یزدگردی
چوبین: منسوب به چوب، کنیه بهران سپهسالار ارتش انوشیروان

آبادیس: از موبدان پزشک دوره ی هخامنشی
بامداد:
صبح زود، سپیده دم
پاتک:
نام پدر مانی
 
وخش:
روشنایی یا رویش، نام چهاردهمین نیای آدرباد مهراسپند.
هارپات:
نام پسر تیری باز.
یزداد:
خدا داد، نام یکی از پسران انوشیروان.
لیلاج: نام مرد
یست که در بازی شطرنج مهارت داشت.
مازستا:
مهتر، بزرگتر، نام پسر داریوش اول هخامنشی.
نریمان: دلیر، پهلوان و نام پدر سام جد رستم دستان، در اوستا به معنی نرمنش و مرد سرشت است.

برنا: مرد جوان، برناک.
پارسا:
پرهیزگار، زاهد، کسی از گناه بپرهیزد.
تاجمهر: تاج خورشید، کنایه از درخشندگی و نورانی بودن

یلمان: ضرب شمشیر، مانند یل، نام پدر بنداد از بهدینان خرسان.
آرتین:
راستی و درستی، نام هفتمین پادشاه ماد.
ارشیا: نام های باستانی.

نکیسا: موسیقی دان و نوازنده نامی روزگار خسرو پرویز
هورتاش: خورشید سان، مثل خورشید
یزد یار: نام پدر بیژن از موبدان کرمان، خدایار

آرمین: نام یکی از پسران کیقباد
بهنام: نیک نام، خوش نام، نام نیک
پرداد: نخستین قانون گذار پیشداد

 

 

ادامه دارد ...

نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386 توسط شهروز| |

گل شا: زیباترین و بهترین گل، شاه گل
لمیا: سیاهی زیر لب که موجب زیبایی باشد
مشک ناز: زیبا و خوش بو، نام دختر آسیابانی که بهرام گور در شکارگاه عاشق او شد

صنوبر: نام یک درخت از تیره ی مخروطیان
فرانک: فرانه، پروانه، سیاه گوش، نام مادر فریدون و زن بهرام گور
کیارا: اندوه، ملال

ژابیز: شراره ی آتش، قطرات آب که هنگام سوختن هیزم تر از آن میچکد.
سروناز: سرو نورسته و خوشنما
شکوه: شان، شوکت، بزرگی

دامور: آواز نرم و لطیف
رامسینا: خدای بلند مرتبه سین
زرین بانو: بانویی همچون طلا و زر

نشاط: شادی، شادمانی
وردین: گلهای بسیار
هرانوش: دختر آتش

گل افسا: گل افسای، رام کننده گل، افسونگر گل
لادن: نام گلیست زرد و خوشبو، محلی بود که گودرز و طوس در آنجا با پیران جنگیدن
موژان: چشم زیبا و پر کرشمه، چشم خواب آلوده

غنجه: ناز و کرشمه
فاسیریس: نام دختر اردشیر دراز دست.
کوشک: نازک اندام و کوچک اندام

خاطره: آنچه در دل و ذهن میماند
دالیا: گلی است زرد رنگ، گل کوکب
رادنوش: بانوی شیرین، از نامهای عباسی

تارا چهر: دارنده چهره ای چون ستاره
جاندخت: دختری که چون جان دوست داشتنی است
چمن ناز: فخر چمن، کنایه از زیبایی و ملاحت

آبان دخت: دختر آبان، نام همسر دارا پادشاه ایرانی.
بتیا: سینه، نام دیگر آسیه
پاتیرام: خداوند آرامش، نگهبان شادی و خوشی

ورتا: در زبان پهلوی به معنای گل آمده.
هاوا: نام ترکیست به معنای آهنگ موسیقی، ملودی، هوا.
یزدان بانو: خدای بانو.
لیدا: نامیست ارمنی برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا.
مازرین (ماه زرین): از نامهای بانوان زرتشتی، ماه طلایی.
نرمین: منسوب به نرم، لطیف، مهربان.
برنادخت: دختر جوان و شاداب.
پارسیا: پرهیزگار، زاهد، کسی که از گناه بپرهیزد.
تاجینه: منسوب به تاج و کلاه جواهر نشان.

یکتا: تنها، یگانه، بی همتا.
آرتیمس: اولین و تنها بانوی دریاسالار ایران در زمان خشایارشاه.
ارشین: نام یکی از شاهدختهای هخامنشی.

آرمینا: نام یکی از دختران کیقباد
بهار: به معنی بت، بتخانه، شکوفه و گل، سه ماه اول سال خورشیدی
پرمیس: نام دختر بردیا

 

ادامه دارد ...

نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386 توسط شهروز| |

1. آذربایجان:آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
   2. آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی)
   3. آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
   4. آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
   5. آلبانی:سرزمین کوهنشینان
   6. آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
   7. آنتیگوا و باربودا:
   8. آندورا:
   9. آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
  10. اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
  11. اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
  12. اردن:
  13. ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
  14. اریتره:
  15. ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
  16. اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
  17. استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
  18. استونی: راه شرقی (ژرمنی)
  19. اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
  20. اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
  21. اسلوواکی:
  22. اسلوونی:
  23. افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
  24. اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
  25. الجزایر:جزیره ها(عربی)
  26. السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
  27. امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
  28. اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
  29. انگلیس:سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
  30. اوروگوئه:شرقی
  31. اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی)
  32. اوگاندا:
  33. ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
  34. ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
  35. ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
  36. ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
  37. ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
  38. باربادوس:
  39. باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
  40. بحرین: دو دریا (عربی)
  41. برزیل: چوب قرمز
  42. برونئی:
  43. بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
  44. بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
  45. بلغارستان:
  46. بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
  47. بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
  48. بنین:
  49. بوتان: تبتی تبار
  50. بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
  51. بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره -دیولا)
  52. بوروندی:
  53. بوسنی و هرزگوین:
  54. بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
  55. پاپوا گینه نو:
  56. پاراگوئه: این سوی رودخانه
  57. پاکستان: سرزمین پاکان
  58. پالائو:
  59. پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
  60. پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
  61. پرو:
  62. پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
  63. تاجیکستان:
  64. تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
  65. تایلند:سرزمین قوم تای
  66. تایوان:
  67. ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
  68. ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
  69. ترینیداد و توباگو:
  70. توگو:
  71. تونس:
  72. تونگا:
  73. تووالو:
  74. جامائیکا: سرزمین بهاران
  75. جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
  76. چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
  77. چک:
  78. چین:سرزمین مرکزی(چینی)
  79. دانمارک: مرز قوم "دان"
  80. دومینیکا:
  81. دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
  82. روآندا:
  83. روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")
  84. روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)
  85. رومانی: سرزمین رومی ها
  86. زامبیا:
  87. زئیر:
  88. زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
  89. زیمبابوه:
  90. ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
  91. سائوتومه و پرنسیپ:
  92. ساحل عاج:ساحل عاج
  93. ساموآ:
  94. سان مارینو:
  95. سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
  96. سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان
  97. سنت کیتس ونویس:
  98. سنت لوسیا:
  99. سنت وینسنت و گرنادین:
 100. سنگاپور:
 101. سنگال:
 102. سوئد: سرزمین قوم "سوی"
 103. سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
 104. سوئیس: سرزمین مرداب
 105. سودان: سیاهان(عربی)
 106. سورینام:
 107. سوریه: سرزمین آشور (سامی)
 108. سومالی:
 109. سیرالئون: کوه شیر
 110. سیشل:
 111. شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
 112. صحرا:بیابان(عربی)
 113. صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
 114. عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
 115. عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
 116. عمان:
 117. غنا:
 118. فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
 119. فلسطین:
 120. فنلاند:سرزمین قوم "فن"
 121. فیجی:
 122. فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
 123. قبرس:
 124. قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
 125. قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
 126. قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
 127. کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
 128. کامبوج:
 129. کامرون:
 130. کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
 131. کرواسی:
 132. کره جنوبی:
 133. کره شمالی:
 134. کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
 135. کنگو :
 136. کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
 137. کوبا:
 138. کومور:
 139. کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
 140. کیپ ورد:
 141. کیریباسی:
 142. گابون:
 143. گامبیا:
 144. گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
 145. گرنادا:
 146. گواتمالا:
 147. گینه:
 148. گینه استوایی:
 149. گینه بیسائو:
 150. لائوس:
 151. لتونی:(لاتویا)
 152. لبنان:سفید(عبری)
 153. لسوتو:
 154. لوگزامبورگ:
 155. لهستان: سرزمین قوم "له"
 156. لیبریا: سرزمین آزادی
 157. لیبی:
 158. لیتوانی:
 159. لیختن اشتاین:
 160. ماداگاسکار:
 161. مارشال جزایر:
 162. مالاوی:
 163. مالت:
 164. مالدیو:
 165. مالزی:
 166. مالی:
 167. مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
 168. مراکش:(مغرب)
 169. مصر: شهر - آبادی
 170. مغولستان:
 171. مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
 172. مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
 173. موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
 174. موریس:
 175. موزامبیک:
 176. مولداوی:
 177. موناکو:
 178. مونته نگرو:
 179. میانمار:(برمه)
 180. میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
 181. نائورو:
 182. نامیبیا:
 183. نپال:
 184. نروژ: راه شمال
 185. نیجر: سیاه (لاتین)
 186. نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
 187. نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
 188. واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
 189. وانواتو:
 190. ونزوئلا: ونیز کوچک
 191. ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
 192. ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
 193. هائیتی:
 194. هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
 195. هند:پر آب (فارسی باستان)
 196. هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
 197. یمن: خوشبخت
 198. یونان: سرزمین قوم "یون"
نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386 توسط شهروز| |


Design By : Night Skin