.::همه چیز برای سرگرم شدن اینجا هست::.
(( بیایید با هم فرهنگ درست استفاده از اینترنت را رواج دهیم ))
از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند. خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس (نام سرزمين ملت ايران) گره خورده است. قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: "خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است." ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. بقیه در ادامه مطلب . . . عکسهایی از هنرمندانی که در مراسم اسکار ۲۰۰۹ شرکت کردند بقیه عکسها در میتوانید از لینک زیر دانلود کنید تپه میل بقیه در ادامه مطلب . . . قلعه ایزدخواست با كمترين هزينه امنيت قلعه و ساكنان داخل آن تامين مي شده است چون از سه طرف با پرتگاهي تقريبا" بر حالت عمود نسبت به كف زمين با ارتفاعات مختلف از6 تا 15متر، حتي با كمك از ادوات جنگي براي سربازان دشمن غير قابل نفوذ بوده است. فقط از يك طرف به قلعه دسترسي بوده كه آن هم با حفر زمين حدود 30 متر طول و 4 متر عرض با عمق 4 متر عملاً نفوذ به داخل قلعه غير ممكن بوده است. به گفته جهانگردان كه ازحدود 800 سال پيش به اين طرف از اين مكان ديدن كرده اند فضاي داخلي آنرا بسيار جالب و زيبا ( كه آثار بجا مانده مويد نوشته هاي آنهاست) ذكر كرده اند. بطور مثال، در شب، ساكنين خانه هاي اطراف قلعه با حضور در بالكن هاي خود كه با روشن كردن چراغ، منظره بسيار زيبايي را از دور شبيه به كشتي در دل دريا به وجود مي آورده اند و يا كوچه هاي مسقف و نسبتا" تاريك كه گرما را در دل تابستان از مردم مي گرفتند و در زمستان هم با هدايت باران و برف از طريق حصار قلعه به بيرون، باعث نگهداري قلعه مي شده است. خانه سازي همه در حد بي نظيري بوده كه ضمن استفاده كردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت كمترين سنگيني را بر كف قلعه ايجاد كرده و همچنين توانسته اند ساختمان هايي را در 5 طبقه بسازند كه با امكانات آن زمان در يك فضاي محدود بسيار قابل تامل است. برخی بنیاد قلعه را به دوره ساسان یان یعنی قبل از اسلام نسبت دادهاند. قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است و از پایگاههای مبارزاتی اسماعیلیان بوده است. برای رسیدن به این قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات میرسیم که از این روستا تا خود قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که شامل مسیری زیبا همراه با رودخانهای کوچک میباشد. اين استوانه ي فرمان كورش است كه در خرابه هاي بابل پيدا شده و اصل آن در موزه بريتانياست. اين استوانه را باستان شناس كلداني به نام هرمزد رسام در سال 1879ميلادي كه گروه باستانشناسي انگليسي در خرابه هاي بابل كاوش هاي باستانشناسي مي كرد، در ميان ويرانه ها يافت و اكنون اصل آن در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.اين استوانه بسيار ارجمند است، فرمان شاهنشاه ايران ، كورش است كه بزرگ منش ، حكيم و بزرگوار بود. او هنگامي كه در سال 539 پيش از ميلاد بدون جنگ و خونريزي وارد بابل گشت، فرمان داد تا اين استوانه را بنويسند. درياچه نئور درياچه نئور، زيستگاه برخى از گونه های پرندگان مهاجر عبورى است که براى مدتى کوتاه از درياچه استفاده مىکنند. «آنقوت» از عمده ترين پرندگان اين درياچه و حاشيه آن است که در اين منطقه زاد و ولد مىکند. درياچه نئور که ماهى قزلآلاى آن شهرت جهانى دارد، داراى جاذبه های بسيار مساعد گردشگاهى است. حواشى اين درياچه از تفرجگاههاى مهم اردبيل است و هر ساله مسابقه تفريحى تحت عنوان «مسابقه ماهيگيري» در اين درياچه بين دوستداران صيد ماهى انجام مىشود. جنگل زيبا و خوش آب و هوای ابر در 50 کيلومتری شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد و ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور است و از آنجا که فضای اين جنگل را پوششي از ابر فرار گرفته به همين دليل اين جنگل را جنگل ابر مي نامند. جنگل ابر جنگل ابر شاهرود با 35 هزار هكتار وسعت به سه دليل براي دنيا اهميت دارد. اول اين كه قسمتي از جنگلهاي باستاني هيركاني است و گياهان دارويي آن كم نظير است. دليل دوم مربوط به «اكوتن» اين ناحيه ميشود، يعني مرز ميانبند بين دو اكوسيستم منطقه نيمه بياباني و جنگلي است. به طوريكه ميتوان در جنگلهاي اين ناحيه درختان سوزني برگ را در كنار درختان پهن برگ مشاهده كرد كه اين امر در گونههاي جانوري هم تاثير گذار بوده است. دليل سوم آنكه بهخاطر جغرافياي خاص منطقه كه دو منطقه كم ارتفاع و بلند را در كنار هم قرار داده است ما شاهد تشكيل اقيانوس ابر در اين منطقه هستيم كه پديده كم نظيري در دنيا محسوب ميشود. قدمت جنگلهای هيرکاني که جزو بقايای دوران سوم زمين شناسي هستند از يک سو و وجود 80 گونه گياهان چوبي به همراه گونه های گياهي بسيار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گيلاس وحشي، بارانک، سرخدار، نمدار و غيره از سوی ديگر نشان ميدهد که اين اراضي ميتوانند همچون موزه زنده ای برای جذب گردشگران داخلي و خارجي مورد استفاده قرار بگيرند. شمس العماره یکی از اولین ساختمانهای بلند و مرتفع در تهران قدیم به شمار میرود. ناصر الدین شاه قاجار به دوستعلی خان نظام الدوله ( معیرالممالک) دستور ساخت آن را داد. وی محلی را در قسمت شرق ارگ انتخاب کرده و ساخت این بنا را در 1867 میلادی به پایان رساند. این ساختمان بسیار عالی طراحی شده بود و تزیینات داخلی متنوعش مانند گچ کاریها , آینه کاریها , کاشی کاریها و دیوارکاریها آنرا مبدل به یکی از عالیترین بناهای تاریخی تهران کرده اند. کاخ شمس العماره معیر الممالک نه تنها این بنا را با سرمایه خودش ساخت بلکه برای آن فرشها و اثاثیه نیز خرید و یک ساختمان کامل و مبله را به ناصرالدین شاه قاجار هدیه کرد. این کاخ در قسمت شرقی کاخ گلستان واقع گردیده است و به دوره ناصرالدین شاه تعلق دارد. نظر ساخت عمارت شمس العماره در یکی از سفرهای خارج شاه ، به وی الهام شد چرا که او در خارج ساختمانهای چند طبقه مرتفعی را دیده بود. این بنا را دوستعلی خان معیرالممالک در سال 1867- 1865 ساخت. ساختار این بنا بسیار محکم است و تناسب و تقارن آن به زیبایی شکل گرقته است. این بنا از آجر ساخته شده است و دارای دیوارهای قطوری می باشد. در بعضی جاها قطر دیوارهای زیرزمین متجاوز از 600 سانتیمتر می باشد و قطر دیوارهای طبقه همکف در حدود 510 , 150و 120 سانتیمتر است. شمس العماره بلندترین ساختمان سلطنتی با سه طبقه و دو برج در بالای آن بوده است. این ساختمان به عنوان کاخ پذیرایی برای مهمانان رسمی استفاده می گردیده و همچنین نقش یک حرمسرای خصوصی نیز برای ناصرالدین شاه داشته است. كتیبه های گنج نامه كه یادگارانی از دوران داریوش و خشایار شاه هخامنشی است بر دل یكی از صخره های كوه الوند در 5 كیلومتری غرب همدان و در انتهای دره عباس آباد حكاكی شده است. كتیبه ها هر كدام در سه ستون 20 سطری به زبان های پارسی باستان، بابلی و عیلامی نوشته شدهاند. متن پارسی در سمت چپ هر دو لوح قرار گرفته است و پهنایی معادل 115 سانتیمتر دارد. متن بابلی در وسط هر دو كتیبه نوشته شده و متن عیلامی نیز در ستون سوم قرار دارد. با توجه به سوراخ های كنار كتیبه، به نظر میرسد كه كتیبه ها روپوشی داشته اند كه آنان را از گزند باد و باران حفظ ميکردند است. لوح سمت چپ که کمي بالاتر از کتيبه ديگر در کوه کنده شده مربوط به داريوش بزرگ هخامنشي (521=485 پ.م.) است. طول آن حدود 290 سانتيمتر، ارتفاعش 190 سانتيمتر و داری متني به شرح زير است: " خدای بزرگ است اهورامزدا که اين زمين را آفريد، که آسمان را آفريد، که مردم را آفريد، که شادی برای مردم آفريد، که داريوش را شاه کرد، شاهي از بسياری، فرمانروايي از بسياری. منم داريوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمين ها که نژادهای گوناگون دارند، شاه سرزمين دور و دراز، پسر ويشتاسب هخامنشي." كتیبه ی خشایار شاه (485-465 پ.م.) نیز در قسمت پایین همین كتیبه است به طول 270 سانتيمتر و ارتفاع 190 سانتيمتر و متن آن عبارت است از: "خدای بزرگ است اهورامزدا، بزرگترین خدایان است كه این زمین را آفریده كه آن آسمان را آفریده كه مردم را خلق كرد كه برای مردم شادی آفرید كه خشایار شاه را شاه كرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا، از میان فرمانروایان بي شمار. من خشایار شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی." اين چهار طاقی بخشي از بناي قلعه ضحاک است. جالب است كه از این چهارطاقی فقط استفاده آييني نمي شده و كاربرد نظامی هم داشته است. سرباز ساسانی را تصور کنید كه بالاي چهار طاقی مشغول کشیک است تا به موقع، نزدیکشدن دشمن را اطلاع دهد. در قلعه ضحاک بقایای به جامانده از دوران مادها هم پيدا شده است. این بنا تا دوره اسماعیلیه کاربرد داشته و بسیار آباد بوده است. اين چهارطاقي تنها بنای به جامانده از دژ عظیم ضحاک است. بنابر افسانهها، این بنا محل سکونت ضحاک ماردوش بوده و به افتخار آناهیتا - ایزد بانوی عشق و باروری و آبهای روان ایران باستان - ساخته شده است. قلعه ضحاک در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی قرار دارد. محوطه باستاني شوش در شهر شوش، محوطه وسيعي را در برميگيرد، كه بناها و سازه های معماري بسيار متنوعي پيش از تاريخ تا دوران اسلامي را در خود جاي داده است. كاخ «آپادانا» يكي از باشكوه ترين كاخ هاي آن از شهرت عالمگير برخوردار است. كاخ آپادانا به دستور داريوش بزرگ پادشاه هخامنشي در حدود سالهای 515_521 پيش از ميلاد در شوش روي آثار و بقاياي عيلامي بنا نهاده شد. ديوارهاي كاخ از خشت و ستونهای آن از جنس سنگ است. كاخ داريوش داراي قسمتهای مختلفي از جمله تالار بار عام، دروازه و كاخ پذيرايي و همچنين داراي سه حياط مركزي است. ديوارهاي كاخ از خشت با نماي آجري و ستونهاي آن از سنگ است. كاخ داريوش واحدهاي مختلفي از جمله تالار بار عام، حرمسرا، دروازه و كاخ پذيرايي و همچنين سه حياط مركزي دارد. ديوارهاي داخلي كاخ با آجر لعابدار منقوش با طرحهای سربازان گارد جاويدان، شير بالدار و نقش گل نيلوفر آبي مزين بوده اند كه بقاياي بهجای مانده آنها در موزه هاي خارجي و داخلي نگهداري ميشوند. ستونها و ديوارهاي آپادانا 22 متر ارتفاع داشتند اما بلندي بقيه قسمتها كمتر و سقف آنها گهواره ای و از خشت ساخته شده است. از تزئينات كاخ اطلاعي در دست نيست ولي كف بسياري از قسمتها از مصالحي ساخته شده كه قرمز رنگ بوده است. بخشهای مهمي از كاخ آپادانا در زمان اردشير اول(461 پيش از ميلاد) دچار حريق شد كه در زمان اردشير دوم(359 پيش از ميلاد) بازسازي شد. شهر شوش در حمله اسكندر مقدوني در حدود سال 320 پيش از ميلاد ويران شد. محوطه بيروني ارگ گوگد ارگ گوگد و شهر گلپايگان در مسير جاده معروف ابريشم كه جاده اصلي تجاري دوران قديم بوده قرار داشتند. ارگ گوگد در زمان صلح به عنوان كاروانسرا مورد استفاده قرار ميگرفته و با توجه به وضع و موقعيت ويژه خود نسبت به كاروانسراهاي مجاور، محل استراحت كاروان تجار سرشناس و يا حاكمان و والي های ساير ايالات ايران بوده است و حتي به استناد اظهارات افراد مسن شهر گوگد، آقا محمدخان قاجار نيز در لشكركشي های خود چند روزي را در اين محل استراحت كرده است. محوطه بيروني ارگ گوگد ارگ تاريخي گوگد در زمان جنگ و حمله اشرار به عنوان دژ نظامي مورد استفاده قرار ميگرفته و در بالاي درب ورودي شمالي قسمتي به عنوان شاهنشين وجود داشته است كه هم اكنون به عنوان سوئيت ويژه مورد استفاده قرار ميگيرد و حوض آبي در اين شاهنشين وجود دارد كه هر زمان درب توسط مهاجمين آتش زده ميشد محافظين با تخليه آب حوض آتش را خاموش ميكرده اند. ارگ گوگد در ساختمان ارگ وجود بنا در اطراف و فضاي باز در وسط، همچنين وجود طبقات پائين و بالا نشان از معماري كاروانسرائي دارد كه بيانگر رعايت نظام طبقاتي در اجتماع آن روز است به اين صورت كه استر و استربانان در طبقه پايين و در مجاورت هم بازرگانان و افراد شاخص در طبقات بالا مسكن ميگزيده اند كه اين فضاها پس از بازسازي هم اينك به عنوان مهمانسرا با امكانات مدرن شامل سوئيت های زيبا با سرويس های بهداشتي، رستوران، چايخانه سنتي، فروشگاه و نمايشگاه صنايع دستي، سالن های مختلف و مجموعه ای از مكانهاي تاريخي و تفريحي مورد استفاده قرار گرفته و همه روزه پذيراي سيل گردشگران ايراني و خارجي است. كشف لنگرهای قدیمی در دریای خزر، جایی كه موج های خروشان این دریا به سواحل استان گلستان نزدیك می شود، با مشاهداتی كه صیادان این استان از بقایای كشتی های قدیمی و الوارهای چوبی در دریا داشته اند این احتمال را به ذهن میآورد كه دریای خزر با توجه به تمدنهای پیرامونی آن، پر از رازهای بی جواب و كشف نشده ای باشد كه به كاوش های بیشتری نیاز دارد. :: دیوارهای دفاعی درون آب ادامه در ادامه مطلب ... دبستان دخترانه که در سال 1287 خورشيدی در تهران تاسيس شد، از اولين مدارسي بود که بعد از مشروطيت و براي تحصيل دختران ايجاد شده بود و در آن از آموزش جديد در لا به لاي متون تحصيلي قديم استفاده مي شد. موسس اين مدرسه محمد آقا نامي بود ولي بقيه کارکنان مدرسه همه خانم بودند. برنامه آموزشي مدرسه "خواندن و نوشتن" به طرز جديد و "تربيت و تعليم صنايع" بود. مواد درسي آن، کتاب تربيت نامه و کتاب صد پند و ديکته فارسي و قرائت قرآن مجيد و کتاب تربيت البنات و اخلاق مصور بود. اين مدرسه با آنکه تقريبا" همزمان با مکتب خانه شرعيات پا گرفته بود ولي چندان مانند آن گرفتار مخالفت و تعطيلي نشد. شايد به دليل آنکه مديريت آن به روشي عقلايي تر و منطقي تر اداره مي شد و روش خود را در نهادينه ساختن آموزش به شيوه جديد، دنبال مي نمود. تصوير يک دختر دبستاني اين مجموعه شامل ميداني است که مرکز تجمع مردم، برگزاري مراسم جشن و عزا، ابلاغ اعلانات حکومتي، معرکه گيري مرشدان و شعبده بازان بوده است. اين محوطه به ابعاد 50 × 100 متر و به مساحت 500 متر مربع مي باشد که سه طرف آن بازارهاي زيباي مسقف قراردارد و در طرف ديگر آن حجره هاي تجاري واقع شده اند. ضرابخانه در شمال، حمام در جنوب، کاروانسرا يا مدرسه و مسجد در شرق، آب انبار در غرب و دو چهارسوق زيبا در شمال غرب و جنوب غرب ميدان قرار گرفته اند. حمام گنجعليخان در کرمان دروازه شرقي ميدان گنجعليخان به بازار بــزرگ گشوده مي شود که روبروي آن حمام گنجعليخان که به "حمام خان" معروف است، قرار دارد. اين حمام که تا نيم قرن پيش داير بوده، يکي از زيباترين و قديمي ترين حمام هاي ايران است که در اوايل قرن يازدهم هجري قمري به فرمان "گنجعليخان" ساخته شده و با نام موزه مردم شناسي، پرجاذبه ترين نقطه توريستي شهر کرمان محسوب مي شود. حمام گنجعلي خان که معرفترين بنای اين مجموعه ميباشد از سال 1347 مرمسازی شد و پس از تعميرات لازم و تغييراتي که در آن داده شد به گنجينه مردم شناسي گنجعليخان تبديل گرديد و درحال حاضر با حدود 1000 متر مربع، فضايي کم نظير را به معرض نمايش مي گذارد. سردر اين باغ از روي ابنيه ساساني بنا شده و از نقشه طاق كسري اقتباس شده است. يك چهار طاقي با طاقنماهاي داخلي كه جهت ورودي ضلع جنوبي ساخته اند و مورد استفاده است اقتباس از چهار طاقي هاي ساساني است. سنگهاي مرمر بسيار در عمارت پائين و حوضخانه بكار گرفته شده كه همگي را از معادن مرمر مراغه و تبريز مياورده اند. نمایي داخلي باغ دولت آباد یزد عمارت مياني كه در ضلع شمالغربي واقع است بنام بهشت آئين خوانده ميشود چون سابق براي داخل آن آئينه كاريهاي بسيار جالب داشته است و يك جابخاري گچ بري شده بتازگي از زير خاك بيرون آمده كه بسيار جالب است مجموعه باغ دولت آباد شامل سردر و زير زمين و هشتي و بادگير و آب انبار و باغ مشجر است كه توسط محمد تقي خان يزدي معاصر شاهرخ ميرزاي افشار و كريم خان زند در سال 1126 خورشيدی ساخته شده است. درياچه زيبا در قله سلطان ساوالان کوهستان عظيم و آتش فشان سبلان كه به زبان آذري ساوالان خوانده مي شود از كوه هاي متعدد بلندي چون صائين ، نرميق ، قوشه داغ ، و… تشكيل شده است. دامنه هاي اين كوهستان در بخش مركزي از چهارسو به شهرستان هاي مشکين شهر و اهر در شمال ، تبريز در مغرب ، سراب در جنوب و اردبيل در شرق مشرف مي باشد. سبلان به شكل مخروط زيبائي است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت درياچه اي در آمده است. اطراف اين درياچه در تمام سال پوشيده از برف و يخ است. قله اصلي يا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترين نقطه آذربايجان و پس از دماوند بلندترين قله ايران است. نمایي از کوه سبلان کوهستان ساوالان از كانون هاي مهم آبگير دائمي رودهاي آذربايجان مي باشد. دامنه هاي شمالي آن به دره رود قره سو و اهرچايي و دامنه هاي جنوبي آن به شاخه ها ي آجي چاي منتهي مي گردد. بنابراين سبلان بخش عمده اي از آب هاي حوضه رود ارس و درياچه اروميه را تامين مي كند در دامنه هاي سبلان چشمه هاي فراوان آب گرم وآب سرد معدني وجود دارد از جمله موئيل سويي ، شابيل ، قوتورسويي و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالي مشكين شهر و گردشگران قرار مي گيرد. نمايي از درياچه زريوار در بهار وجه تسميه زريوار و زريبار كه هر دو در منطقه متداول است، به واژة «زري» كه در زبان كردي به معني درياچه است، باز ميگردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي و زريبار يا زريوار به معني درياچهوار است. درياچه زریوار قلعه فلك الافلاك يا دژ شاپور خواست يكي از آثار كم نظير و با شكوه كشور ما ايران است. اين بناي كهن كه بر فراز تپه اي باستاني، در كنار چشمه اي پر خروش و در مركز شهر كنوني خرم آباد قرار گرفته، همچون ديگر آثار تاريخي سرگذشت پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است. قلعه فلك الافلاك سند يا کتيبه ای که نام واقعی و قديمی اين شهر را مشخص کند هنوز به دست نيامده و به دليل آتش سوزی در دو دوره زمانی بين سال های 3200 تا 2750 قبل از ميلاد "شهر سوخته" ناميده می شود. قلعه فلك الافلاك در متون تاريخي نام اين بنا به صورتهاي مختلفي مانند دژ شاپورخواست ، دژ سياه ، دز بز ، قلعة خرماباد ، قلعه سفيد ، سلاسل ، كاخ اتابكان ، قصر ، قلعه بالا ، كوشك ، قلعة فلك الافلاك ضبط شده و بوميان منطقه آن را به نام دوازده برجي مي شناسند. قديمي ترين نامي كه در متون تاريخي به اين قلعه اطلاق شده است دژ شاپور خواست است كه تا قرن ششم و هفتم هجري همچنان به همين نام مشهور بوده و پس از آن با ويراني شهر شاپورخواست و شكل گيري شهر خرم آباد، قلعة خرماباد خوانده شده است كه تا اوايل دورة قاجار همچنان به همين نام از آن ياد كرده اند. شهر سوخته در 56 کيلومتری زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل - زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد. اين شهر در 3200 سال قبل از ميلاد پايه گذاری شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال های 3200 تا 1800 قبل از ميلاد در آن سکونت داشته اند. شهر سوخته سند يا کتيبه ای که نام واقعی و قديمی اين شهر را مشخص کند هنوز به دست نيامده و به دليل آتش سوزی در دو دوره زمانی بين سال های 3200 تا 2750 قبل از ميلاد "شهر سوخته" ناميده می شود. کاخ شهر سوخته بر مبنای يافته های باستان شناسان شهر سوخته 151 هکتار وسعت دارد و بقايای آن نشان می دهد که اين شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای يادمانی و گورستان است که به صورت تپه های متوالی و چسبيده به هم واقع شده اند. کلنل بيت، يکی از ماموران نظامی بريتانيا از نخستين کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره کرده و نخستين کسی است که در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزی را ديده است. پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدی در خصوص اين محوطه بيان کرده است. بنايي كه از هزار سال پيش تا كنون بر فراز تپهاي خاكي استوار است در عين سادگي يكي از غرور انگيزترين بناهايي است كه نه تنها در خاك ايران بلكه در سراسر جهان شناخته شده است و مورد توجه بسياري از جهانگردان و باستان شناسان است.
گنبد قابوس پروفسور « ارتورافام پوپ » در مورد اين بنا چنين نوشته است: در زير سمت شرق كوههاي البرز و در برابر صحراهاي پهناور آسيا يكي از بزرگترين شاهكارهاي معماري ايران با تمام شكوه و عظمت خود قد بر افراشته است. اين بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه «قابوس بن و شمگير» است. گنبد قابوس گنبد قابوس شامل 2 قسمت است يكي پي يا پاي بست بنا و بدنه و ديگري گنبد مخروطي. پي سازي بنا از زمين سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متري با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پاي بست سردابي وجود داشته كه پا كار طاق آن هنوز بر جاي است ولي بر اثر كاوشهاي پياپي كاوشگران كه در پي گنج بوده اند آثاري از كف آن بر جاي نمانده است. در شمال شرقی آبادی "گازر خان" (قزوين) و بر بلندای کوهی از سنگ یکپارچه با ارتفاع 2100 متر از سطح دریا که به پناهگاه مخوفی منتهی می شود، قلعه ای پر شکوه وجود دارد که به گفته "حمدالله مستوفی" نخست در سال 220 خورشيدی به دست "داعی الی الحق حسن بن زید الباقری" بنا شده است.
قلعه الموت تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی، چند متر پایین تر از برج شرقی دژ واقع شده که کوه هودکان با فاصله نسبتا زیاد بر آن مشرف است. در این محل تونلی در تخته سنگ بریده شده که دارای 6 متر طول، 2 متر عرض و 2 متر ارتفاع است. پس از عبور از این گذرگاه، آثار باقی مانده برج جنوبی قلعه و دیواره جنوب غربی آن که روی شیب تند تخته سنگ ساخته شده آشکار می گردد. در دامنه جنوبی کوه قلعه، خندقی به طول تقریبی 50 متر و 2 متر عرض کنده و آنرا از آبی که از داخل قلعه می آمده پر می کرده اند تا هیچ راه نفوذی از آن جبهه متصور نباشد. بر روی دامنه های دیگر نیز هرجا بیم بالا رفتن مهاجمان می رفته خندق هایی کنده شده و دیوار بالایی آنها را مورب برآورده اند تا امکان هر عبوری را محدود نماید. با عبور از پای دیوار شرقی قلعه به بخش اصلی دژ می رسیم که تختگاه حسن صباح در طول اقامت 35 ساله وی در الموت بوده است. این قلعه پس از تسلیم رکن الدین خورشاه در 635 خورشيدی. به دستور هلاکو به آتش کشیده و ویران شد و از آن به بعد به عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. گنبد سلطانيه، در نزديكی زنجان، كه اولين و عظيمترين گنبد آجری جهان است، توسط سلطان محمد خدابنده يا اولجايتو*. در طول سيزده سال بنا گرديده است. گنبد سلطانيه بنايی احداث شده در ارگ شهر يا كهندژ سلطانيه پای تخت اولجايتو حاكم سلسلهی ايلخانان بوده است. مساحت اين كهندژ هجده هكتار بوده و توسط ديواری كه مشخصهی شهرهای قديم بوده، احاطه میشده است.
گنبد سلطانيه گويا انگيزهی ساختن اين گنبد در ابتدا بر پا كردن مقبرهای جهت به خاك سپردن استخوانهای حضرت علی و امام حسين بوده است. و اما در بارهی اولجايتو، سلطان ايلخانی، جالب است بدانيد كه وی ابتدا طبق اعتقادات نياكان خود شمنپرست (جادوگری و ساحرهگی) بوده كه بعد به دين مسيحيت گريش پيدا كرده و مسيحی شده و نمايندهی پاپ میشود. بعد از آن توسط همسر خود به دين اسلام گرايش پيدا كرده و مسلمان سنی گرديده و نام محمد خدابنده را برمی گزيند. سر آخر شيعه شده و در اين دوران پس از سفر به كربلا و نجف تصميم میگيرد كه مقبرهای در سلطانيه، پای تخت ايلخانان بسازد و استخوانهای حضرت علی و امام حسين را در آن دفن كند، اما در نهايت اين مقبره محلی برای دفن خود وی شد و آن مقاصدش عملی نگرديد. موضوع جالب توجهی كه در اين بنا وجود دارد، دالانهای تودرتويی در سردابهی آن است كه حدس زده میشود برای اجرای مراسم خاصی به كار میرفته. حتي حدس میزنند كه سلطان محمد خدابنده در نهايت دوباره به اصل خود برگشته و شمنپرست شده و اين دالانها و فضاها برای اجرای مراسم مذهبی خاص پس از مرگ وی بوده است. البته جسد وی نيز به جای دفن در سردابه، در كوههای اطراف دفن شده است. اين قلعه 2 طبقه است و بررسيهاي باستان شناسي نشان ميدهد كه از طبقه پاييني كه زير زمين است به عنوان زندان استفاده ميشده است. تصور زنداني شدن در چنین مکانی انسان را به وحشت مي اندازد. نقشه استان يزد
غار باستانی کرفتو مستشرقین و محققین بسیاری از جمله دمرگان، برای غار كرفتو نقشه هايي تهیه و ارائه نمودهاند. در مقالاتی كه توسط محققین به چاپ رسیده به دلیل وجود كتیبه ای یونانی بر سر در یكی از اطاق های طبقه سوم معماری صخره ای از آن بهعنوان معبد هراكلس (هركول) نام میبرند. در ترجمه كتیبه مذكور آمده است: « در آنجا هراكلس سكونت دارد باشد كه پلیدی در آن راه نیابد.» غار باستانی کرفتو ستون فقرات غار حدود 750 متر طول دارد و شعبات فرعی متعددی از آن منشعب میشود. در مدت سكونت انسان این غار دستخوش تغییرات و دچار دگرگوني ها و دخل و تصرفاتی شده و توسط حجاران ماهر و هنرمند به زیبائی هر چه تمام تر فضاهایی در مدخل های غار تراشیده و اطاق ها، راهروها و دالانهای متعددی به وجود آورده اند كه در میان غارهای دست کن ایران از معماری كاملی برخوردار است. ورودی غار از دامنه كوه حدود 25 متر ارتفاع دارد كه در گذشته راهی نسبتاً سخت و دشوار در كمر كوه هدایت بازدیدكنندگان را به عهده داشت ولی در حال حاضر با پلكانی فلزی به راحتی بازدیدكننده مي تواند به دهانه ورودی غار دسترسی داشته باشند. نقشه استان کردستان در بين گردشگاههای استان گلستان "چشمه گل راميان" بي نظير بوده و معرف بسياری از زيباييهای طبيعي اين منطقه است. چشمه گل راميان يک استخر طبيعي بيضي شکل به طول 90 متر و عرض 80 متر با عمق بين 44 تا 80 متر است. اين محل در حدود شش كيلومتري جنوب شهر راميان قرار دارد و بدليل اينكه آب آن از عمق زمين ميجوشد منظره زيبائي را بوجود آورده است. گل راميان در مورد اين چشمه دانشنامه گلستان مينويسد: با توجه به اينکه گل راميان از چشمه های آهکي است نميتوان برای آن عمق معين و مخشصي بيان کرد ولي مساحت تقريبي آن حدود پنج هزار و 658 متر مربع است. روستای کندوان در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوه هاي سهند؛ منظرهاي در يكي از خوش آب و هواترين نقاط ايران ايجاد شده كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد. ده ها كران چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي شكل و دوك مانند؛ يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانههاي آتشفشان سهند و ديگر كوه هاي آتشفشاني اطراف، طي هزاران سال، مواد مذاب بيرون ميجهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوستهاي از سنگ ایجاد گرديده است. روستای کندوان
توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران طي هزاران سال متمادي تغییر شكل داده و به فرم كران در آمده است. به تدريج قسمت هاي كمتر سخت كران ها ريخته و قسمت هاي سختتر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كران هاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده، در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كران ها بلندتر و سالمتر باقي مانده است. قلعه لشتان در حال حاضر ، بجز حصار بند و آثار مخروبه روی دیوارها ، اثر دیگری از ساختمان قلعه باقی نمانده است . در داخل قلعه لشتان ، چندین قبرستان ، ده ها برکه آب و انبار آذوقه و آثار فراوان دیگری به جای مانده است. آب انبار مخروبه کنار قلعه لشتان
گفته شده که از قلعه پرتغالیها که در جنوب کنگ قرار داشته بوده تا قلعه لشتان راهی زیر زمینی وجود داشته که قسمتی از این راه را مانند تونل ساخته بودند و از کنگ به قلعه لشتان میرفتند، مخصوصا در ایام جنگ و شورش و آشوب، از این راه نیز ذخیره و مهمات و آذوقه برای کسانی که در قلعه لشتان سنگر گرفته بودند، میرساندند. مجموعه ای از آثار باستاني برجای مانده از دوران هخامنشي است که در 15 کيلومتری شمال مرودست در منظقه پاسارگاد استان فارس واقع شده است. آرامگاه کوروش کبير پاسارگاد در زمان فرمانروايي کوروش کبير، پايتخت امپراتوری هخامنشي بود و در حدود سال 540 پيش از ميلاد به فرمان کوروش بنا نهاده شد. اين مجموعه در برگيرنده ابنيه ای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصي، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهي، آرمگاه کوروش کبير، آرمگاه کمبوجيه، استحکامات دفاعي تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطه مقدس و تنگه بلاغي ميباشد پيکره کوروش کبير بر ديوار کاخ دروازه اين مجموعه، پنجمين مجموعه ثبت شده در فهرست آثار ميراث جهاني در ايران است که طي جلسه يونسکو که در تيرماه سال 1383 در چين برگزار شد به علت دارا بودن شاخص های فراوان با صد در صد آرا در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيد. قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولاني ترين اثر معماري ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخي تاريخي قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي مازندران در خواجه نفس شروع و از شمال آق قلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه های پيش کمر محو ميشود. در نوشته های تاريخي، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعي در برابر بيابان گردان آسياي ميانه بوده به نامهاي سد سكندر، سد انوشيروان دادگر، سد فيروز، ديوار دفاعي و … ناميده اند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشته اند. ديوار سرخ گرگان نخستين پژوهشهاي باستان شناسي اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوي در 100 سال پيش صورت گرفت كه بخشي از مسير ديوار را از روي نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان شناس فرانسوي (آرن) در سال 1312 خورشيدي بخشي از ديوار گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال 1316 خورشيدي اريك اشميت آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگي را بر روي زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت کوه های پيش کمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و با تهيه عكسهاي هوايي گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. بعد از آن دكتر محمد يوسف كياني در سال 1350 با پرواز مجدد بر روي ديوار موفق به برداشتن عكسهاي جالب توجهي از ديوار شد و طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعه وابسته شناسايي كرد. ديوار سرخ گرگان در طول عکس ديده ميشود ديوار گرگان در مناطق كوهستاني 2 و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاي بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كوره آجرپزي پخت ميشده است. بسته به خاك منطقهاي كه آجر پخته ميشد رنگ آن از نخودي تا قرمز فرق ميكند. خندقي 30 متري هم در جلوي ديوار كنده شده كه آب از طريق آن به دشتها و کوره های مسير مي رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاي زاو در پارك ملي گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايي از ديوار سالم تر باقي مانده و با حفاري در چندين نقطه خوشبختانه بقايايي ديوار از زير خاك بيرون آمده است. در کاوش هايي كه تا كنون انجام شده است 2 هزار متر مربع از ديوار حفاري گرديده است كه در پيآن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضا وابسته به ديوار بوده كشف شده است بناهای معماری تاریخی ایران تنها اثر هنری نیستند، بلکه در زمان تولد و حضورشان به دلیل مرتبط بودن به زندگی انسانی و حیات بشری، دارای فرهنگ و زبان خاص خود شده اند. با مراجعه به کتب پیشینیان متوجه میشویم که ساخت حمام فراتر از زمان سلیمان نبی نبوده است. برخی آن را به بقراط ، پزشک نامور یونانی نسبت داده اند. شاید این باور بقراط که «پاکیزگی مریض و حتی نظافت پزشک از ضروریات مداواست» در ایجاد حمام بی اثر نبوده باشد.
این بنا از دو حمام بزرگ و کوچک تشکیل شده است. هر یک از این دو حمام مانند حمامهای سنتی شامل دو فضای اصلی سربینه و گرمخانه است و در حمام بزرگ فضای مهم دیگری موسوم به چال حوض نیز وجود دارد. مجموعه این دو حمام به گونه ای طراحی شده که سربینه های دو حمام مجاور هم و گرمخانه ها در کنار یکدیگر قرار گیرند. بدین ترتیب با نزدیک هم واقع شدن فضاهایی با درجه حرارت مشابه، اتلاف حرارت کمتری صورت میگیرد. نورگیرهایی که درون این طاقهای حمام تعبیه شده علاوه بر تامین روشنایی فضاها، جلوه خاصی به طاقها داده اند. ازاره هر دو حمام کاشی کاری دارند. در جوار حمام دالان گاورو و چاه و استخری در انتهای آن وجود دارد که برای تامین آب مورد نیاز حماها به کار میرفته است، به طوری که با حرکت گاو در دالان آب از چاه بالا کشیده میشد و داخل استخر فرو میریخت. برای حمام کردن آداب خاصی حکم فرما بود. مشتری بعد از ورود به سربینه غرفه ای برای درآوردن لباسها انتخاب میکرد. لنگ را به دور خود میپیچید، پاها را در حوض مقابل میگذارد و پس از مدتی به سوی گرمخانه روانه میشد. با ورود به گرمخانه به طرف خزینه ی آب گرم رفته و در آب می ماند. سپس برای کیسه کشیدن بیرون میآمد. قبل از کیسه کشی فرد را مشت و مال میدادند. دلاک اول آب گرم روی مشتری ریخته، سپس قسمتهای مختلف بدن مثل حجامتگاه، گردن، سینه، پهلوها و کف پا را مشت و مال میداد. سپس روی موها سدر و حنا میگذاشتن و به داخل خزینه میرفتند. چون سدر خاصیت ضدعفونی داشت آب خزینه را صاف میکرد. از کارهای دیگر دلاک اصلاح سر و صورت مشتری بود.
ادامه مطلب




برنامه بازیها به صورت زیر می باشد :
کاوه
محرابی – بدمینتون دور نخست انفرادی - ساعت 9
قادر
میزبانی- حسین عسگری و مهدی سهرابی - دوچرخهسواری جاده ساعت 11
نجمه آبتین - تیروکمان زنان راند نخست - ساعت 12
مسعود حاجیآخوندزاده – وزن 60- کیلوگرم جودو - ساعت 12
ردهبندی و فینال - ساعت 18
مهدی قربانی – وزن 81 کیلوگرم بوکس – ساعت 13 و 30 دقیقه
هما حسینی و محسن شادی – تک نفرهی رویینگ - ساعت 13
و 50 دقیقه
حجت الله واعظی - تیروکمان مردان راند
نخست - ساعت 15
محمد علیرضایی - دور مقدماتی شنای 100
متر قورباغه - ساعت 18 و 30 دقیقه
ادامه مطلب


شهرستان کاشان با وسعت 9647 کیلومترمربع و جمعیت 335785 نفر از توابع استان اصفهان بوده و از نظر جمعیت دومین شهرستان این استان به حساب میآید. کاشان دارای چهار بخش (مرکزی، قمصر، نیاسر و برزک) بوده و دارای پنج شهر (کاشان، قمصر، نیاسر، جوشقان و برزک) میباشد.
کاشان یکی از اولین مراکز تشکیل تمدن انسانی بوده است. طبق حفاریات باستانشناسی در تپههای سیلک کاشان، سابقه حضور بشر در این منطقه به 5 تا هفت هزار سال پیش از میلاد باز میگردد. اما باید اذعان کرد که تاریخ این شهر مملو از نابسامانی است:
در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم این شهر، شهرت بسیاری داشت و یک شهر پرجمعیت به شمار میرفت اما زلزله قرن دهم، کاشان و بازار آنرا ویران کرد. در قرن 11 و در دوره صفویه برای دومین بار به همان درجه از ترقی نائل شد و مانند اصفهان با شهرتی بسیار همراه گردید، اما با بروز زلزلهای بسیار شدید در سال 1192 هجری قمری دوباره ویران شد.
کاشان در زمان سلجوقیان روبه رونق نهاد و در زمان قرهقویونلوها دوباره ترقی کرد. تا جاییکه محل توجه دانشمندان شد، بعد از کریمخانزند و بعد از زلزلهای که در زمان قاجاریه رخ داد کاشان دستخوش نابسامانی و منازعات محلی شد و از اینجهت زیانهای فراوان دید.
با اینهمه کاشان همواره در طول تاریخ شهری با اهمیت و زنده بوده است و همچنان به زندگی ادامه میدهد.
ادامه مطلب

يزد ،اين دردانه کوير که تلالو شگرفش ازپس غبار قرنها همچنان ديده نواز است، يکی از مراکز مهم فرهنگ و تمدن بشمار می رود و در بين سرزمينهايی که انسانهای يکجا نشين در پهنه آن عمری چندين هزار ساله را داشته اند، جايگاه خاصی دارد.
اينکه در افسانه های تاريخی بنای اولیه مناطقی از يزد را همانند میبد، به سليمان نبی، و يزد را به ضحاک و اسکندر و ابرکوه را به ابراهيم پيامبرنسبت داده اند، خود از نشانه های ديرينگی تاريخ و فرهنگ اين سرزمين کهن است.
هرچند که دربيان تاريخ نمیشود به اين روايتهای افسانه وار تکيه کرد: اما مجموعه اسناد پراکنده موجود در يزد نيز به سهم خود ميراث شايان توجهی از فرهنگ و تمدن کهن و ريشه دار را در اين سرزمين معرفی می کند برای مثال دست افزارهای سنگی يافت شده در تره های شير کوه سنگ نگاره های کوه ارنان و سفالی نه های منقوش کشف شده در نارين قلعه ميبد و نيز غارهای متعدد استان و مساکن باستانی و آثار معماری و شهر سازی باستانی و يادگارهای آئينهای کهن ايرانی نظير آئين مهر پرستی و نيآيش آناهيتا، که در گوشه و کنار اين استان پراکنده است.
ادامه مطلب
:::.. نقشه گستره جغرافیایی فلات ایران زمین
:::.. نقشه گستره ایران بزرگ در طول تاریخ
:::.. امپراتوری ایرانی ماد، پیش از ظهور هخامنشیان - در حدود 650 پیش از میلاد.
:::.. امپراتوری ماد ایران در اوج قدرت. مادها یکی از تیره های کهن ایرانی هستند که دو بخش میشوند: ماد خرد یا کوچک و ماد بزرگ. ماد بزرگ نژاد آریایی ایران است که در عراق پیش از اسلام ایرانیان آنجا زندگی میکرده اند و شامل کردها و فارسها میشده است. ماد خرد یا کوچک شامل آران و شیروان و قفقاز و ارمنستان و آذربایجان میشود. - در حدود 600 پیش از میلاد.
:::.. مرزهای بنفش پارتهای آریایی ایران (خراسان بزرگ شامل خراسان کنونی، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان). مرزهای زرد پارسهای آریایی ایران (پارسه، کرمان، سیستان و بلوچستان، خوزستان). مرزهای سبز مادهای آریایی ایران (کردستان ترکیه، کردستان ایران، کردستان، سوریه، آذربایجان، جمهوری جعلی آذربایجان یا آران، ارمنستان، ترکیه، عراق و ...) که با متحد شدن و تشکیل یک حکومت واحد بزرگ ترین امپراتوری تاریخ پیش از اسلام را شکل دادند. - در حدود 600 پیش از میلاد.
:::.. نقشه امپراتوری کوروش بزرگ و داریوش بزرگ در ایران - سال 540 پیش از میلاد به بعد.
:::.. نقشه امپراتوری ایران در زمان کوروش بزرگ و فرزندش کمبوجیه - سالهای 560 تا 522 پیش از میلاد.
:::.. نقشه ایران باستان قبل از به پادشاهی رسیدن داریوش بزرگ هخامنشی - کوروش بزرگ 559 تا 528 پیش از میلاد.
:::.. نقشه سرزمینهای امپراتوری ایران بزرک در زمان کوروش کبیر - کوروش بزرگ شاه شاهان 559 تا 528 پیش از میلاد.
:::.. نقشه ایران باستان در زمان داریوش بزرگ با در نظر گرفتن کنترل ایران بر سواحل عربستان - 490 پیش از میلاد.
ادامه مطلب

شوش كهن ترین شهر جهان حدود ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد به عنوان كانون مذهبی ساكنان دشت اطراف بنیاد نهاده شد. نخستین كسی كه ویرانه های شوش باستان را باز شناخت بنجامین بن جناح خاخام كلیمی بود كه بین سالهای ۱۱۶۳ و ۱۱۷۳ میلادی برای بررسی وضعیت كلیمیان در ایران به سر میبرد. وی هنگام زیارت دانیال نبی(ع) از تپه های باستانی شوش نیز دیدن كرد.
از دیدنیهای این شهر میتوان موزه شوش، بارگاه دانیال نبی(ع)، كاخ شائور تپه های باستانی وقلعه شوش را نام برد. شهر شوش در طول تاریخ بارها مورد هجوم قرار گرفت. اولین بار آشور بانی پال امپراطور آشور آن را تخریب وسپس به دست اسكندر غارت شد.
● تاریخ شوش

شهر شوش از دیر باز بستر تولد و گسترش تمدنهای بزرگی بوده است، تمدنهایی که اکنون چهره ای ماندگار در تاریخ از آنان به جا مانده است.
::: ایلامی ها
در ابتدای تاریخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پیشرفت چشمگیری دست یافته بود منطقه بین النهرین جایگاه ویژه ای داشت. سه تمدن مشهور در این قسمت در جوار یکدیگر میزیستند:
آشوری ها، ایلامی ها و بابلی ها.
شوش پایتخت ایلام از موقعیت ممتازی برخوردار بود. ایلام در واقع تلفظ آشوری سرزمین هل تم تی به زبان ایلامی است و هل تم تی به معنای سرزمین خدایان است. دلایل اصلی پیشرفت ایلامی ها و پایتخت آنان شوش از حدود ۷۰۰۰ سال پیش به این شرح است:
۱- دلایل ژنتیکی مبتنی بر هوش ذاتی
۲- دلایل اقلیمی و مناسب بودن جلگه خوزستان برای کشاورزی و دامپروری
۳- رقابت با تمدنهای مجاور خصوصا" تمدنهای بین النهرین.
از میان آثار باستانی شوش در دوره ایلامی پیکره خدایان جایگاه ویژه ای دارد. یک نمونه که در موزه لوور نگهداری میشود و از جنس طلاست بسیار چشمگیر است. جام معروف شوش که چند نمونه از آن در اکتشافات باستانی به دست آمده است و یک نمونه آن در موزه لوور فرانسه نگهداری میشود اثری بسیار زیبا و سمبولیک است.

::: هخامنشیان
پس از سقوط ایلامی ها شوش برای مدتی اعتبار و شکوه خویش را از دست داد اما با ظهور بزرگترین سلسله تاریخ یعنی هخامنشیان و به دلیل علاقه و رابطه آنها با ایلامی ها، شوش بار دیگر اعتبار و منزلت بسیار یافت. در این زمان شوش به مدت چهار قرن به عنوان مهمترین پایتخت هخامنشیان در جهان شناخته میشد. پادشاهان هخامنشی بناهای باشکوه بسیاری در شوش ساختند و سفرای سیاسی کشورها در شوش به دیدار شاه می رسیدند. پیوند و تعهد ملل مختلف در ساخت بناهای شوش در آثاری که به دست آمده مشهود است. داریوش در کتیبه ای در شوش میگوید: "به یاری اهورامزدا کاخ با شکوه شوش را بنا کردم."
::: سلوکیان و پارتیان
پس از روی کار آمدن سلوکیان شوش به عنوان یک مرکز تجاری، به صورت تقریبا" مستقلی اداره میشد. چنین وضعیتی تقریبا" تا پایان دوره اشکانی حاکم بود. از معدود آثار مکتوبی که از سلوکیان به دست آمده، کتیبه هایی است که در شوش یافت شده است. سلوکیان برای ایجاد ارتباط تجاری قویتر میان شوش و سرزمین های دیگر اقدام به کانال کشی رودخانه کارون (ائولایوس) نمودند. و بدین ترتیب ادویه و کالا از هند و عربستان از طریق دریا در بازار شوش تجارت میشد. سکه های یافت شده در شوش حقایق زیادی از دوره سلوکیه و اشکانی روشن ساخته است. در دوره پارتیان شوش متاثر از کشمکش ایران و روم بود و یونانیان به همراه بقایای ایلامی و یهودی و سایر ملل ساکن در شوش اکنون قسمتی از کشور پهناور اشکانی بودند.
::: ساسانیان
در دوره ساسانیان شوش به همراه شوشتر و جندی شاپور به عنوان مراكز اقتصادی تولید و صادرات ابریشم به اقصی نقاط جهان مطرح بودند. در ابتدای دوره ساسانی و اواخر پادشاهی شاپور دوم شورش و نافرمانی بوجود آمده در شوش بوسیله حمله شاپور با فیل فرو نشست و شهر به ویرانه ای مبدل شد كه آثار آن هنوز در شوش وجود دارد. پس از این حادثه شهر شوش به "ایران خره شاپور "به معنی شكوه ایران به دست شاپور تغییر نام داد و در شمال شهر شوش شهر "كرخادی لادان" ساخته شد كه بعدها به " ایران آسان كر كواد " به معنی كواد ایران را آرام ساخت تغییر نام داد. در این زمان پس از شكست روم از ایران و انتقال اسرای رومی به شمال خوزستان این منطقه تحت تاثیر حضور آنان قرار گرفت. با نفوذ مسیحیت شوش به قسمتی از نواحی اسقفی قرار گرفت. با ظهور مانی و آیین او تمام منطقه غرب و شرق تحت تاثیر آیین او قرار گرفت و در نهایت مانی در زمان بهرام یكم و با فشار موبدان در زندان بیلاباد (گندی شاپور) از توابع شوش كشته شد.
● دیدنیهای شوش

بهترین موقع برای بازدید از این شهر زمستان و بهار است. در اسفند و فروردین هوای منطقه بسیار مطبوع و دلپذیر است. اماکنی که می تواند دیدن آنها برای شما بسیار جالب و جذاب باشد عبارتند از: قلعه فرانسوی ها، تپه های باستانی آپادانا، موزه شوش، هفت تپه، موزه هفت تپه، زیگورات چغازنبیل، مقبره دانیال نبی (ع) میباشد.
● طبیعت در شهرستان شوش
هوای شوش گرم و خشك است. در مركز این شهرستان بیشترین درجه حرارت در تابستان ها ۵۳ درجه بالای صفر و كم ترین آن در زمستانها یك درجه بالای صفر است. میزان باران سالیانه این مركز به طور متوسط ۲۵۰ میلی متر است. این شهرستان در جلگه خوزستان قرار گرفته است و هیچگونه ناهمواری در آن مشاهده نمیشود به طور كلی این شهرستان یك دست دشتی و هموار است. منابع آبی شهرستان شوش را رودخانه ها تشكیل میدهند رودخانه مشهور كرخه كه به نام گاماسیاب از دامنه های الوند سرچشمه گرفته و در لرستان موسوم به رود سیمره میشود در خوزستان معروف به كرخه بوده و از شمال به جنوب شهرستان شوش جریان یافته و در انتها به باتلاق هورالعظیم وارد می شود. درختان گز، كنار و كهور عمده ترین پوشش گیاهی این منطقه را تشكیل میدهند. هم چنین گیاهان مرتعی برای چرای دام موجود است. روباه، شغال، گرگ، گراز، آهو، كفتار، دراج، كبك، قرقاول، غاز و مرغابی از جمله جانوران این شهرستان به شمار می روند.
● اماکن تاریخی و دیدنیهای
::: چغازنبیل

در ۴۵ كیلومتری جنوب شرقی شهر شوش یكی از اعجب انگیزترین آثار باستانی جهان متعلق به ۳۲۰۰ سال پیش مشهور به زیگورات چغازنبیل وجود دارد. چغازنبیل به ساختمان طبقاتی معبد ایلامیان كه توسط اونتاش گال پادشاه این قوم در سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد ساخته شد اطلاق می شود. این بنا با ابعاد ۱۰۵*۱۰۵ متر وارتفاع ۵۳ متر (در گذشته ۵۲ متر ارتفاع داشته است واكنون ۲۵ متر از آن باقی است) از بزرگترین زیگوراتهای جهان محسوب می شود. عملیات باستان شناسی در این بنا از حدود سال ۱۳۲۵ خورشیدی آغاز گردید وتا سال ۱۳۴۱ ادامه داشت. چغازنبیل به بنای زیگورات محدود نمیشود بلكه مشتمل به حصاری است كه به حول یك مجموعه گرد آمده است. محوطه مقدس چغازنبیل از طریق هفت دروازه با محیط اطراف ارتباط دارد. در درون این مجموعه سه معبد با حیاطهای سنگ فرش وانبارهای متعدد آلات وادوات جنگی قرار دارد.
::: دانیال نبی (ع)
دانیال یكی از پیامبران بنی اسرائیل (قرن هفتم قبل از میلاد) است. دانیال به زبان های عبری مفهوم (خدا حاكم من است) را دارد. در سال ۶۵۵ قبل از میلاد وی را به دربار «نبوكد نصر» پادشاه بابل به اسارت بردند. وی در آنجا به علوم كلدانیان وزبان مقدس واقف گردید ودر حكمت از آنان پیشی گرفت . اولین واقعه ای كه سبب نفوذ دانیال نبی گردید تعبیر خواب نبوكد نصر بود. بدین گونه پیغمبری خود را آشكار نمود ومورد توجه آن پادشاه قرار گرفت. وی به همراه عده ای از قوم یهود به ایران مهاجرت نمود ودر شوش ساكن شد ودر آنجا وفات یافت. آرامگاه دانیال نبی در ساحل شرقی رودخانه شاوور و روبروی تپه ارگ قرار دارد. بنای زیارتگاه شامل دوحیاط است. بر روی گنبد مخروطی – پله ای قرار دارد كه نوع رایج گنبدهای منطقه است.
● آپادانا ،آکروپل، شهر شاهی و شهر پیشه وران
منطقه باستانی شوش در زمان حفاریهای باستان شناسی برای شناسایی سهلتر به چهار قسمت تقسیم شد که آپادانا در واقع قسمت کاخ آپادانا (به معنی بار عام) پادشاهان هخامنشی است. بر روی تپه های باستانی پی و برخی تندیسها و ستون های کاخ باقیست. آکروپل و شهر شاهی در جوار آپادانا گنجینه ای از تاریخ تمدن بشر را در دل خویش داراست و لایه های تمدنی از دوره ایلامی، هخامنشی، پارتی، ساسانی و دوره اسلامی به خوبی در این قسمت عیان است.
::: آپادانا

محوطه باستانی شوش در شهر شوش، محوطه وسیعی را در برمیگیرد، كه بناها و سازههای معماری بسیار متنوعی پیش از تاریخ تا دوران اسلامی را در خود جای داده است. كاخ «آپادانا» یكی از باشكوهترین كاخهای آن از شهرت عالمگیر برخوردار است.كاخ آپادانا به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی در حدود سالهای ۵۱۵-۵۲۱ پیش از میلاد در شوش روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاد شد. دیوارهای كاخ از خشت و ستونهای آن از جنس سنگ است. كاخ داریوش دارای قسمتهای مختلفی از جمله تالار بار عام، دروازه و كاخ پذیرایی و همچنین دارای سه حیاط مركزی است. دیوارهای كاخ از خشت با نمای آجری و ستونهای آن از سنگ است. كاخ داریوش واحدهای مختلفی از جمله تالار بار عام، حرمسرا، دروازه و كاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مركزی دارد. دیوارهای داخلی كاخ با آجر لعابدار منقوش با طرحهای سربازان گارد جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بودهاند كه بقایای بهجایمانده آنها در موزههای خارجی و داخلی نگهداری میشوند. زیباترین آثار به دست آمده از ایوانهای كاخ، آجرهای لعابدار منقوش، با طرحهای سرباز گارد جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی است. ستونهای سنگی این كاخ متشكل از چند قسمت، زیرستون، پایه ستون، شالیستون، ساقه ستون، گل
::: قلعه شوش (آكروپل)

در سال ۱۸۹۷ میلادی ژان ماری ژاك دومورگان جهت تحقیق واكتشاف به شوش آمد، دولت فرانسه را متقاعد ساخت تا محلی امن و مناسب برای هیات باستان شناسی فرانسه در شوش ایجاد نماید. به همین منظور بلندترین نقطه تپه های شوش یعنی آكروپل برای این منظور انتخاب گردید و قلعه ای با یك طرح قرون وسطایی اروپا بر فراز آن ساخته شد. ساختمان این قلعه كه با نظارت حاج مصطفی دزفولی وبا مصالح محلی از جمله خشت بنا گردید. تا سال ۱۹۱۲ میلادی به انجام رسید. پلان قلعه ذوزنقه شكل است كه قاعده كوچك آن در سمت شمال واقع شده است. دور تا دور آن را راهرویی احاطه كرده وردیف اطاقهایی به سمت حیاط، برگرد آن قرار گرفته اند. برج شمال غربی قلعه مربع شكل وبرج شمالی شرقی، دایره شكل است.
::: موزه شوش
موزه شوش با زیر بنای ۵۵۰ متر مربع در باغی به مساحت ۱۴۶۳۵ متر مربع در جوار كتابخانه عمومی شوش قرار دارد. این موزه در سال ۱۳۴۵ خورشیدی گشایش یافت.
::: كاخ شائور

در سمت غربی رودخانه شائور در سال ۱۳۴۷ خورشیدی كاخ جدیدی كشف شد كه به سبب همجواری با این رودخانه به همین نام مشهور است. این كاخ دارای تالاری به اندازه ۶/۳۴ *۵/۳۷ متر با ۶۴ ستون است. پایه ستونها از سنگ بوده ودیوارها از خشت ساخته شده اند. این كاخ در ۳۵۰ متری غرب آپادانا واقع است وتوسط اردشیر دوم بنا گردید.
::: هفت تپه
هفت تپه در ۱۵ كیلومتری جنوب شرقی شهر شوش قرار دارد. تحقیقات باستان شناسی هفت تپه از سال ۱۳۴۴ خورشیدی توسط دكتر نگهبان باستان شناس توانای ایرانی آغاز گردید كه تاكنون منجر به كشف آثار با ارزشی همچون مجسمه های سفالی و فلزی، آرامگاه، معبد، گورهای دسته جمعی، انواع ظروف سفالی وآلات موسیقی شده است. با وجود آنكه تمدن در این منطقه به ۶۰۰ سال قبل از میلاد بر میگردد ولی آثاری كه در انجا از نظر بازدیدكنندگان میگذرد مربوط به بخشی از یك شهر ایلامی متعلق به ۱۵۰۰ تا ۱۳۰۰ قبل از میلاد است.

::: منطقه باستانی شوش
شوش در سرزمین جنوب غربی ایران، مهد فرهنگ باستان واقع است. جایی كه تمدن ایلامیان در حدود ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد متولد شده است. پیشینه تاریخی این منطقه و آثار كشف شده در آن، باستان شناسان را بر آن داشت تا با مطالعه دوره های مختلف تپه های باستانی شوش را به چهار قسمت تقسیم كنند:
▪ آكروپل
این بخش از تپه های باستانی بالاترین نقطه این اراضی است كه پیش از سایر نقاط، توجه باستان شناسان را به خود جلب كرده است. پس از آنكه آلات و ادوات مربوط به تمدنهای عصر هخامنشی و ما قبل آن در این حوالی كشف شد قلعه ای بر قله تپه ها ساخته شد، كه پس از مدتی به محل نگهداری آثار كشف شده قلعه اختصاص یافت. آثاری كه در این محل بدست آمده شامل چند قطعه از ستونهای سنگی دوران ما قبل هخامنشیان و تعداد زیادی آثار منقوش به خط میخی هستند.
▪ شهر شاهی
این بخش در قسمت شرق قلعه وتقریبا در شمال شرقی آپادانا واقع است. تاریخ اسرار آمیز نهفته در دل لایه های مختلف این سرزمین از بالا به پایین كه متعلق به دوره های اسلامی، ساسانی، پارتی، هخامنشی و ماقبل آن هستند برای باستان شناسی پر اهمیت هستند. آثار كشف شده در این ناحیه روشن میسازد كه ساكنان این حوالی از قوم سامی نبوده و عمدتا بومیانی بودند كه پیش از مهاجرت آریاییها در سرتاسر نواحی جنوبی و مركزی ایران سكونت داشته اند.
آثار تاریخــــــــــی اصفهان
اصفهان آکنده از آثار هنری و تاریخی است که میدان شاه (نقشجهان)، سی و سه پل، پل خواجو، منار جنبان، مسجد شاه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه ميدان، چهلستون و عالیقاپو از معروفترین آنها هستند.

عالي قاپو
شهر اصفهان با تاریخ بسیار کهن و آثار باستانی بی شمار، از شهرهای نمونه جهان است. و بنا به گفته آندره مالرو نویسنده و پژوهشگر فرانسوی، فقط دو شهر فلورانس و پکن در دنیا با آن قابل مقایسهاند. آثار تاریخی اصفهان مجموعهای از بهترین نمونههای بجا مانده از سبکهای گوناگون معماری ایران در طول هزاران سال و بیشتر است. و کیفیت این آثار چنان است که میتوان گفت بیشتر آثار بزرگ و شاهکارهای هنر معماری ایران پس از اسلام در اصفهان قرار دارد.
در آثار تاریخی اصفهان میتوان انواع و اقسام گنبد سازی، کاشیکاری، گچبری، مقرنس کاری، منبتکاری و خوشنویسی را در عالیترین شکل ممکن آن مشاهده کرد. آثاری که نشانگر ذوق هنری کمال یافته و ایمان مذهبی هنرمندان سازنده آنهاست و بیننده را چنان مجذوب خود میکند که بیاختیار به درون زمان و فضای ویژه آنها کشیده میشود، و خود را در جهانی از روشنایی و لطافت و سبکبالی احساس میکند.
معمــــــــــاری
از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکدهای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده است که از میان آن سه تنها بنای بر پا و برجا همین پل شهرستان است. بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دورههای تاریخی پس از اسلام بجا مانده است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔصفوی برجستگی ویژهای دارد، که هر کدام دارای ویژگیها و سبک معماری یگانه خود است.

پل شهرستان در اصفهان
دوران سلجوقیان
معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود مییابد - ساده و بیپیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگیهای دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوهگری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تاثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس میکند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوههای رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگیهای آن است.

مسجد جامع
آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان میباشد.
دوران صفویان
عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوهترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود. شاه عباس بدون ایجاد تغییرات عمده در بخش قدیمی شهر بخشهایی را به آن افزود. میدان نقش جهان ، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش های قدیمی شهر ساخته شدند.

ميدان نقش جهان
از ویژگیهای مهم در شیوه معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کنندهای در بیننده ایجاد میکند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظرهای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل میشود.
معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوهترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگترین بازارها، مدرسهها، کاروانسراها و... در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمیتوان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد. شاید تنها بتوانیم به این گفته پیر لوتی نویسنده فرانسوی اشاره کنیم که میگوید:
«اصفهان نه تنها آئینه تاریخ تمدنی کهنسال، که آئینه خلاقیت بشر است. اصفهان خود به تنهایی کهکشانی است که دست یافتن به ژرفای زیبایی و عظمت آن ممکن نیست.»

سرزمین ورجاوند ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب میشود که همیشه صحنه ساز دلاوری، مردانگی، روحیه ظلم ستیزی، موسیقی عرفانی و پرمعنا، ادبیات نیک و سترگ، منابع طبیعی و اهواریی ارزشمند، آب و هوایی چهارفصل و معتدل، تاریخ و فرهنگی بس بزرگ و کهن بوده است که بسیار اندک فساد اخلاقی و فحشا را در کل تاریخش شاهد بوده است. نام این سرزمین نیز مانند دیگر نعمات بزرگ اش داری پشتوانه ای بس طولانی، زیبا و پر معنا میباشد.
:::.. از پارس تا ایران
پارس دارای دو معنی و مفهوم گوناگون است فارس یا پارس در معنی نام قوم و ایالتی در جنوب مرکزی ایران و کرانه ی خلیج فارس بوده است. اما معنی پارس در کاربرد گسترده تر نام اقوام و ملتهای دشت، بلندیهای ایران و شامل مرزهای امپراتوری پارس میشود و برابر با نام ایران است. در شاهنامه نام ایران بیشتر از 720 بار و 350 بار نیز نام ایرانی و ایرانیان بکار رفته اما در دنیای غرب و در رم و یونان قدیم بجای ایران نام پرسیس را بکار میبردند در حالی که پارس از نظر جغرافیایی تنها یک ایالت ایران بوده است و در جغرافیای دوره اسلامی نیز به منطقه جنوب ایران گفته میشده که البته بارها بزرگتر از استان کنونی فارس بوده و سراسر کرانه ی خلیج فارس، هرمزگان یزد، بخشی ازاصفهان و بخشی از کرمان را نیزدر بر میگرفته است. در قدیم همه ی کرانه ی خلیج فارس و دریای عمان با نام دریای فارس یا دریای پارس شناخته میشده است.
بر اساس آنچه درتقسیمات کتابهای دوره امپراتوری اسلامی، معجم البلدان و کتاب ابن حوقل، مقدسی، استخری و جغرافی نویسان اسلامی قرون وسطی، آمده است، ایالت یا "اقلیم فارس جنوب" ایران و کرانه ی خلیج فارس که در غرب آن خوزیه (اهواز) و بصره (پسراه) و آپالو (ابله) و در شرق آن مکران، کرمانیا و درشمال شرقی آن خراسان وجود داشت. عربها این منطقه را اقلیم فارس و مردم این منطقه را فارسی مینامیدند. اما اروپاییان در تمام دورههای تاریخی همه اقلیمهای ایرانی را پارس و پرسیا میگفتند. پارسها قومی از نژاد آریایی هستند که با اسبها و دامهای خود بین دشت و کوهستان گرم سیری و سرد سیری (ییلاق و قشلاق) میکردند. امپراتوری هخامنشی بر یکجانشینی این قوم تأثیر زیادی گذاشت پارتها و پارسها شیوه زنگی یکسانی داشتند و بهترین اسب سواران بودند. به همین دلیل عربها پس از فتح ایران به بهترین اسب سواران و چابک سوران فارس میگفتند آنها واژه فارس را جایگزین کلمه عربی جواد، خیل و خیول عربی گذاردند و امروزه فارس را مترادف با شوالیه و جنگجو نیز بکار میبرند.
اروپاییان نیز کلمه پارتیزان را از همین ریشه پارتی و پارسی گرفته اند. یکی از معانی پارس اسب میباشد ایرانیان باستان لقب افراد را بر پیشه ی اسب خود شناسایی میکردهاند مانند سفید اسب، سیه اسب، پیر اسب، زراسب و.... در دربار هخامنشی اسبهای تربیت یافتهای بوده است که در سفر نامه فیثاغورس نادرترین گونه اسب جهان نامیده شدهاند که به آنها پارسی میگفته اند.
اروپایی ها که جنوب ایران را با نام پارس میشناختند همواره سرزمین ایران را با گونههای مختلف واژههایی که از پرسیس یونانی مشتق شده میگفتند و این نام را البته بر همه ی سرزمین و فلات ایران نیزاطلاق میکردند.
در شاهنامه نیز که بیشتر از 720 بار نام ایران برده شده است پارس - زابلستان- خراسان- کرمان - مکران - مازندران - طبرستان - و... نام ایالتهای ایران هستند.
:::.. تاریخچه ی کنونی نام ایران

واژه ایران کنونی از واژههای کهن هزاران ساله برداشت شده است. ائیرینه، ائیرینه وئیجه:
به آن گروه از آریاییها که مهاجرت نکردند و در «ناف جهان» که بهزبان اوستایی «ائیرینهوئیجنگه» (airyana-vaējangh) خوانده میشد، ساکن بماندند و با نام ایرج مشهوراند و ایرج (eraj) که بهزبان پهلوی (erech) خوانده میشود، مخفف همان واژهی اوستایی است که به پهلوی و پارسی دری (ویج) تلفظ میشود که همان مرکز جهان معنی میدهد.
واژهی ایران که در پارسی میانه به شکل «اران»(erān) بوده، و برگرفته از شکلهای قدیمی «آریانا» یعنی سرزمین آریاییهاست.
:: ائیرینه
این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران است و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه میباشد. ائیرین در اشتات یشت بند یکم و در دو سیروزه کوچک و بزرگ بند نهم آمده است که به عنوان صفت استفاده شده است. یعنی منسوب به آریا. استاده پورداوود هرکجا به واژه ائیرینه وئیجه برخورده است آن را به معنی آریا ترجمه کرده است ولی در همه جا ذکر کرده است که این همان ایران کنونی است که نشان از مقدس بودن نامش در تمامی متون دینی باستانی حکایت دارد. در کتاب یشتها استاد پورداوود آمده است شکی نیست که ایرانیان باستان خودشان را آریاییها مینامیدند. خود واژه ائیریه (آریا) در معنی پارسی امروزی یعنی نجیب و شریف و نام قوم آریاست.
این نژاد هم اکنون بین هند و ایران تقسیم شده اند که از شاخه نژاد هند و اروپایی است. بخشی دیگر از این اقوام کهن در آلمان، یونان و روم نیز پخش میباشند. در فرس باستان این واژه آریه نامیده شده است. اقوام هند و اروپایی شعبه وسیعی از نژاد سفید هستند که در ایران، هند و اروپا ماندگار شدند و زبان هند و اروپایی نیز مختص آنان است . در اوستا نام ایران به عنوان مبدا اصلی آریایی نژادها معرفی شده است. حرکت آریایی ها به سوی ایران به بیش از 2000 سال پیش از میلاد مسیح باز میگردد.
:: ائیرینه وئیجه
جزو اول این واژه همان ائیرینه است (آریایی) ولی جزو دوم آن وئیجه سخنهای بسیاری را در خود جای داده است. در سانسکریت واژه بیجه موجود است که به معنی تخم و نژاد میباشد. خاورشناسان بر این باورند که کل این واژه به معنی نژاد آریایی در پارسی امروزی معنی میدهد. در حقیقت به خاکهایی که نژادهای ایرانی در آن ساکن هستند ائیرئینه وئیجه گفته میشود. ایران به هیچ وجهه محدود به مرزهای کنونی ایران نمیباشد.
نام ایران در اوستا و نسکهای باستانی پهلوی بسیار آمده است. در بیشتر این نوشته های کهن پس از آمدن نام ایران درود و ستایش اهورامزدا خدای یکتای ایرانیان پس از آن ذکر شده است.
واژهی «آریا» در زبانهای اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای «ایریه» (airya)، «اریه» (ariya)، «آریه» (arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سرور و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مرد شایستهی بزرگداشت و حرمت است و آریایی بهزبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و بهزبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده میشود و ایرج بهزبان آریایی «airya» است.
ایر در واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است.
در شاهنامه دربارهی پسر سوم فریدون میخوانیم :
مر او را که بد هوش و فرهنگ و رای
مر او را چه خوانند؟ایران خدای
ایران در اینجا بهمعنی جمع «ایر» یعنی آزادگان و «ایران خدای» به معنی پادشاه آزادگان است.
ایرانیان و آریاییان هند که در روزگاران کهن زبانهای آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خواندهاند.

داریوش بزرگ در نوشتههای نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد میکند:
«منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمینهای همه زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی (آریایینژاد).»
اریه در نام «اریامنه» (ariyaramna) - اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب و ویشتاسب پدر داریوش است و «ایریه» در واژهی اوستایی «ایرینه وئجه» (airyna.vaejangh) ایرانویج (ایرانویج در دید زرتشتیان هنوز هم به معنای بهترین و مقدسترین بخش ایران و جهان است) و «اَیریوخشوثه» (airyo.xshutha) - اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت. و «ایرهیاوه» (airyava)، ایرج (یاری کنندهی آریا) بهکار رفته است.
در مورد کشورهای دیگر و اقوام آریائی که به اروپا مهاجرت کردند و نام ایران را نگاه داشتند، میتوان «ایرلند» را نام برد (ایرلند = سرزمین ایرها = سرزمین آریاییان) و هم در آنجا است که هنوز معابد میترایی یعنی یادگار دوران فریدون از زیر خاک بدر میآید.
اریه و ایریه رفته رفته به شکل «ایر» درآمد. ایرانیان در نوشتههای پهلوی ساسانی، خود را به این نام و میهن خود را «ایران» نامیدند. ایرانیان در نوشتههای پهلوی اشکانی «اریان»، در ارمنی «اران» (eran) یا «ایرانشتر» و در فارسی «ایرانشهر» نامیده میشدند.
ایران در زبان پهلوی دو معنی داشت: یکی آریاییان یا ایرانیان و دیگر سرزمین ایران.
شکلی دیگری از ایران «اریان» است. حمزه اصفهانی، دانشمند سدهی 4 میگوید: یکبار از مملکت «اریان» و هم «فرس» و به بیان دیگر «اریان» که ایشان پارسسیاناند. از این سخن پیداست که او اریان را در معنی جمع و به جای ایرانیان یا آریاییها بکار برده است.
در زبان پهلوی ساسانی به جای شهر (در معنی امروزی، شثرستان= شهرستان در فارسی) بکاربرده میشد و کیشور = کشور در فارسی به معنی یک بخش از هفت بخش زمین بود که به تازی «اقلیم» خوانده شده است. در زبان پهلوی از واژهی «ایرانشثر»، کشور ایرانیان، کشور آریاییان خواسته و دریافته میشد.
ایران همچنین منسوب بهمحل آن، بهنژاد «ایر» یا جایگاه آریاییان گفته میشده و هماکنون نیز به همان نسبت خوانده میشود. بخشی از پیام کیخسرو به افراسیاب را ببینید :
به ایران زن و مرد لرزان به خاک
خروشان ز تو پیش یزدان پاک
که در این بیت : ایران بهمعنی کشور آریاییان است، یا :
دریغ است، ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
ابوسعید ابوالخیر در این چهارپاره (رباعی) ایران را به معنی جمع ایر آورده است :
سبزی بهشت و نوبهار از توبرند
آنی که به خلد یادگار از تو برند
در چین وختن، نقشونگار از تو برند
ایران همه فال روزگار از تو برند
ایرانشهر نیز از نامهای دیگر سرزمینهای ایران است که خاورشناسان بر این باورند ماد خرد و بزرگ یا آتروپاتان (همان آذربایجان امروزی) و کردستانات نخستین زادگاه سرزمین ایرانشهر است. عده ای دیگر بر این باورند ایران ویچ همان آذربایجان امروزی است. این افراد با استناد بر بند دوازدهم از فصل 29 بندهش پهلوی نخستین زادگاه ایران ویچ را از آران و قفقاز و اطراف آذربایجان میدانند. عده ای دیگر شهر ایرانی خوارزم (بین ازبکستان و ترکمنستان) را زادگاه ایران ویچ میدانند. در وندیداد و کتیبه های خوارزم ایران ویچ را شهری بزرگ و سرد خوانده اند. به هر روی بین این دو نظریه اختلاف وجود دارد ولی چیزی که بر همگان آشکار است این است که معنی واژه ایران در پارسی امروزی یعنی خواستگاه و سرزمینهای آریایی.
بخشی از این سرزمینهای آریایی ایران که توسط سلاطین قاجار طی قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای واگذار شد و قسمتهایی دیگر که توسط امپراتوری عثمانی و یا دخالت انگلیس متجاوز اشغال و تجزیه شد به شرح زیر است: کردستان سوریه، کردستان عراق، ازبکستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکمنستان، داغستان، ارمنستان، بلوچستان، پاکستان، افغانستان، گرجستان.
:::.. باز آفرینی از:
سیمای ایران
تاریخ شاهنشاهی هخامنشی
زندگی و مهاجرت آریاییان
تاریخ پیامبران و شاهان
آریامهر
آریامن
نقش رستم
در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود؛ پرسپولیس را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسلهای باقی ماند. به گفته ی نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفون)، اسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود.
پرسپوليس
در دورههای بعدی، از تل تخت همچنان بهعنوان یک دژ بهرهبرداری میشد، حال آنکه کاخها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سده ی هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده میشد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سده ی دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سده ی چهاردهم از آن استفاده میشد. این محوطه توسط مسافرین طی سدهها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته است.
شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سده ی ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطه ی اصلی (۱۶۰ هکتار، حدودا" ۲.۷×۰.۸ کیلومتر) توسط یک منطقه ی طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده است (حدودا" ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:
آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛ تل تخت (یا «تل تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
آرامگاه کوروش
مجموعه ی سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه ، تالار عمومی، قصرمسکونی، و باغ سلطنتی (چهار باغ). در منطقه ی شرق یک بنای کوچک قرار دارد (۱۶×۱۶ متر) که یک پل تشخیص داده شده است. در شمال مجموعه ی سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدودا" ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.
محوطه ی اصلی شامل منطقه ی حفاریشده است، اما پایتخت باستانی منطقهای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده است. در محوطه ی حفاظتی اطراف، باقیماندههای دیگری نیز هستند: محدوده مقدس (حدودا" ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطههای تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطه ی حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.
استحکامات دفاعی تل تخت
این استحکامات با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپهای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. استحکامات مذکور معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده است :
ساختارهای سنگی؛ عموما" مربوط به دوره ی اول هخامنشی.
ساختارهای خشتی؛ مربوط به دوره ی دوم هخامنشی.
ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دوره ی سلوکی و اشکانی.
ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دوره ی ساسانی.
ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوه ی اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سده ی ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شدهاست. نقشه ی عمومی سکو یک متوازیالاضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تو رفتگیهایی در کنارههای شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریبا" ۱۵ متر بوده است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحله ی دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).
بر گرفته از شناسنامه ی پاسارگاد ویرایش یونسکو به شماره ۱۱۰۶
هخامنشیان: شوش ، پاسارگاد
اشکانیان: دامغان ، اشکآباد ، تیسفون
ساسانیان: تیسفون
طاهریان: بخارا ، نیشابور ، مرو
صفاریان: زرنج
سامانیان: بخارا
زیاریان: اصفهان
بوییان: همدان ، ری ، شیراز
صفویان: قزوین ، تبریز ، اردبیل ، اصفهان ، ساری
افشاریان: مشهد
زندیان: شیراز ، کرمان
قاجاریان: ساری ، تهران
پهلوی: تهران

گيلانيان مردمی آريايی (ايرانینژاد) هستند. مورخان يوناني، گيلان را به نامهای کاسپی، کادوز و کاتوش و گلای نام بردهاند. رابينو، مؤلف کتاب ولايات دارالمرز گيلان، بر اين باور بود که، گيلان از واژه اوستايی «وارنا» که نام ناحيهای در شمال کوه البرز میباشد، برگرفته شده است.
الکساندر خودزکو در وجه تسميهی گيلان مينويسد:
«نام اين ايالت که ساکنانش گاهی آن را گيل، زمانی گيلان و گاهی گيلانات مينامند در واقع معرف سرزمينی باتلاقی است. در گويش بومی مردم اين سرزمين، گيل به معنای گِل به کاربرده ميشود. و گيلان و گيلانات هردو شکل جمع اين اسم هستند.»
«گيلان» که از «گيل» و «ان» بوجود آمده که نشان دهندهی محل منسوب به قوم گيل ميباشد. دکتر فريدون جنيدی نيز بر اين باور است:
که آرياييان هنگام مهاجرت از ايران هر کدام، از محل وجای مشخصی در ايران مهاجرت کردند، نام آن منطقه خود را بر محلی که ساکن شدند، نهادند.
فرانسویها که خود را از «گِل»ها میدانند و شباهتهای زيادی که بین بيان و گفتار و نيز آداب و رسوم روستائيهايشان با گيلانيان وجود دارد خود گواه بر اين مدعاست.
گيلان در دوران هجوم تازیها (اعراب) دارالمرز ناميده ميشد، زيرا حدود متصرفات اعراب در اين نقطه پايان مييافت.
سرزمين گيلان قبل از صفويه به دو ناحيهی «بيهپيش» و «بيهپس» مشهور بود و شهر رشت امروزی از نقاط عمدهی گيلان بيهپس محسوب میگرديده است.

افتادن گيلان به دست مغولها 85 سال پس آغاز حمله چنگيزخان مغول به ايران، گيلان هم هشتم دسامبر سال 1306 ميلادي به دست ايلخان وقت مغول (حاكم بر ايران) افتاد و آسيب فراوان ديد. مغولان هم مانند عربان قادر به عبور از كوههاي البرز و حمله به گيلان و مازندران پوشيده از جنگل نبودند كه مردمي عميقا ميهندوست و وفادار به ايران داشته اند.
گيلان در زمان سلطان محمد خدابنده كه سلطانيه زنجان پايتخت او فاصله زيادي از گيلان نداشت تصرف و غارت شد. مغولان در چند منقطه گيلان نيز دست به كشتار مردم زدند.
مرکز گیلان شهر رشت است.
:::.. تاريخچه شهر رشت:
رشت، ابتدا قصبه ای بود كه در ميان دو رودخانه گوهررود و سياهرود قرار داشت و از اين جهت نيز قدمت ديرينه دارد. ولی از جهت سابقه شهری، اولين بار حمدا... مستوفی، در قرن هشتم هجری، از اين شهر نام برده است. نام قديمی رشت دارالمرز يا دارالامان بوده كه قبل از اين دو، به آن بيه می گفته اند.
بيه در لغت نامه ها، رود و يا مصب بين دو رودخانه معنی شده است و چنين به نظر می رسد كه دليل اين نامگذاری، قرار گرفتن آن در ميان دو رودخانه است كه به مثابه حفاظ و ديوار شهر محسوب می گرديد.
وجه تسميه رشت، در فرهنگ دساتير، به معنی گچی كه بنّايان، سنگ و آجر را به آن محكم نمايند و در لغت نامه های انجمن آراء، آنندراج، فرس اسدی، لغت محلی شوشتری، برهان، ناظم الاطبا و لغت نامه جهانگيری:
چيزی كه از هم فرو ريزد ـ هر چيزی كه از هم فرو ريزد و فروپاشد ـ ديوار مشرف بر افتادن. گچ را نيز گويند كه بدان خانه سفيد كنند ـ لجن و خاكروبه ـ خاک و گرد ـ خاک را گويند ـ رنگ كرده نيز معنی شده است.
دهخدا معتقد است، چون شهر رشت در سال ۹۰۰ هجری ساخته شده، بنابراين برای نام اين مكان از ماده تاريخ آن استفاده كرده اند و كلمه رشت به حساب ابجد ۹۰۰ هجری است.

آبادانی شهر رشت، از زمان شاه عباس صفوی كه در آن زمان، به صورت قصبه بوده شروع شد و در زمان قاجار، به دليل توسعه اقتصادی ايران و روسيه، گسترش پيدا كرده و نام قديمی محلات شهر رشت، كه اكثراً بيانگر پيشه ساكنين آن است، در سفرنامه ها نيز آمده و جز دو سه مورد از آنها بقيه به همان نامهای قديمی خود مشهور و معروف هستند كه عمده ترين آنها عبارتند از:
ساغريسازان ـ رودبارتان ـ خميران زاهدان ـ دباغيان ـ كوزه گران ـ خميران چهل تن ـ چله خانه ـ چمارسرا ـ استادسرا ـ پاسكياب ـ سرخبنده ـ آتشگاه بيستون ـ صيقلان ـ زرجوب ـ كياب ـ سبزه ميدان ـ دو برادران (چهار برادران) كه از جمله محلات قديمی شهر رشت محسوب ميشود.
اين بافت قديمی، ضمن آنكه جزئی از ميراث فرهنگی است و آثار و بقايا و سنن وآداب و رسوم دوران قديم را تداعی می كند، می تواند از معضلات قابل توجه در بافت شهری اين شهر نيز محسوب شود.
رشت كه به شهر بارانهای نقره ای معروف است. مركز استان گيلان ميباشد و برای اولين بار نام آن در كتاب حدود العالم كه به سال ۳۷۲ هـ.ق نگارش يافته با صفت ناحيه بزرگ آمده است.
رشت از سال ۱۰۰۴ هجری قمری به فرمان شاه عباس مركز استان گيلان و مركز معاملات نوغان و ابريشم شد كه در آن زمان محصول اول گيلان بود. اين امر موجب شد كه مالكان بزرگ و بازرگانان ايرانی، روسی، يونانی و ارمنی كه تاجر نوغان ابريشم بودند به اين شهر توجه كنند و شهر رشت رشد چشمگيری پيدا نمايد.

ملگونف، جهانگرد روس كه در سال ۱۲۷۵ هجری قمری به رشت سفر كرده بود، در خاطرات خود نوشته است كه اين شهر در آن روزگار دارای ۵۴۶۳ خانه ۱۰۲۱ مغازه و ۲۷۳۱۴ نفر جمعيت بوده است. در نظر او رشت شهری بود بسيار خوش وضع با خانه های زيبای رو به دريا كه بازرگانان از هند، بخارا، روم و عثمانی به سودای ابريشم به آن سفر می كردند.
در دوران مشروطه و بعد از آن، گيلان به يكی از كانونهای تحولات سياسی، اجتماعی و اقتصادی ايران تبديل شد. نهضت استقلال طلبانه جنگل، گسترش شهرها، تاسيس آموزشگاه های متعدد و ارتقای سطح فرهنگ شهروندان رشت، اين شهر را در زمره پيشروترين شهرهای كشور قرار داد.
هم اكنون، شهر رشت با ۱۳۶ كيلومتر مربع مساحت، دارای بيش از ۵۱۳ هزار نفر جمعيت است.
شهر رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقيقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقيقه عرض شمالی از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و مساحت آن حدود ۱۳۶ كيلومتر ميباشد.
اين شهر از شمال به بخش خمام، از جنوب به دهستان لاكان، از غرب به صومعه سرا و از شرق به بخش كوچصفهان محدود ميباشد. شهر رشت در وضع طبيعی خود جزء كوچكی از جلگه گيلان و دشت های جنوبی دريای خزر محسوب ميشود.
اين جلگه كه در دو حد جنوبی و شمالی خود بين كوه های البرز و نوار ساحلی قرار دارد، شهر رشت، بندر انزلی و لاهيجان را در بر گرفته است.
:::.. مسجد صفی (چاه صاحب الزمان):
از قديمی ترين مساجد شهر رشت محسوب می شود و در يكی از محلات قديمی شهر كه به همين نام معروف است قرار دارد. حسن بيک روملواين مسجد را مسجد سفيد خوانده است و می نويسد كه شاه اسماعيل هنگام فرار از اردبيل به گيلان، چند روزی را نزديک اين مسجد گذرانده است و همچنين احتمال می رود كه پس از كشته شدن محمد باقر ميرزا معروف به شاه صفی، نام «سفيد» به مرور زمان پس از قتل او در جوار اين مسجد به صفی تبديل شده باشد. چاه صاحب الزمان (چاه صفی) چاهی است در اين مسجد كه مردم به ديده احترام بدان می نگرند، شبهای جمعه بر سر اين چاه می آيند و نامه ها يی را كه برای حضرت قائم نوشته اند در آن چاه می اندازند پس از انداختن نذورات در چاه، آب آن را براي تبرک و ادامه سلامتی با خود می برند و می نوشند.
:::.. مشاهير علمی و فرهنگی استان گيلان :
رشت زادگاه و موطن مشاهير علمی و فرهنگی بسياری در زمان گذشته و معاصر بوده كه برخی از آنان نظير پرفسور فضل ا... رضا (واصغ تئوری انفورحاليون)، پرفسور مجيد سميعی (پزشک برگزيده سال ۲۰۰۳ از طرف رويال كالج كانادا)، پرفسور حسن اكبرزاده (احراز كننده مدال درجه يک علمی از موسسه تحقيقات و علوم پاريس) و دكتر بهزاد (پدر زيست شناسی نوين ايران) دارای شهرت جهانی هستند كه تنديس آنها در يک اقدام كم نظير توسط شهرداری رشت با هماهنگی شورای محترم اسلامی ساخته و در سبزه ميدان رشت نصب شده است.
در اين بخش به معرفی برخی از مشاهير علمی و فرهنگی استان گيلان می پردازيم
:::.. درباره نام رشت

بنا به گمانی تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شدهاست و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشتههای ابریشمی دانسته شده.
رشت به فتح ر به معنای مکان پست و زمین در گودی واقع شده میباشد. باتوجه به اینکه دریا در فاصله سی کیلومتری آن قرار دارد و ارتفاع بیست وچند متری پایین تر از سطح دریا (تقریباً هر کیلو متر حدود یک متر) زمانی که مسافران و بازارگردانها (بازارمجها) از شهرهای اطراف وارد آن میشدند به ناحیهای که نسبت به زمینهای اطراف آن در گودی قرار گرفته برخورد میکردند. با توجه به وجود بازارهای هفتگی و محلی در این شهر عبارت «رشتِ بازار» به معنی بازار درگودی قرار گرفته با حذف کلمه بازار آن به رشت تبدیل شد.
همچنین گفته میشود در ابتدا رشت به صورت روستایی بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادیهای کهن ایران بشمار میرفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمدهاست. در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علیاکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند. قومیت مردم رشت گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پس تکلم میکنند. مذهب اکثریت مردم شیعه اثنی عشری است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سالهای بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی میکنند.
از دیگر دلایل نامگذاری رشت کلمه «رش» به معنی باران بسیار ریز میباشد. زیراآب و هوا در این منطقه تقریباً ۸ ماه از سال بارانی میباشد که نوع باران رش بوده و تا ۴ روز در هفته نیز ممکن است ادامه پیدا کند. در این صورت رشت یعنی مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم میبارد و این در واقع خصوصیت اصلی این شهر است که میتوان آن را شهر باران نامید.
:::.. اماکن دیدنی رشت
:: بقعه خواهر امام
:: آرامگاه سلیمان داراب (آرامگاه میرزا کوچک جنگلی): دلاور نهضت جنگل
:: مجموعه شهرداری رشت
:: موزه سردارجنگل - خانه میرزا کوچک خان جنگلی (واقع در محله استادسرا)
:: موزه رشت (تاسیس ۱۳۴۹ - واقع در خیابان بیستون)
:: خانه ابریشمچی (واقع در میدان صیقلان)
:: خانه حاج میرزا خلیل رفیع (واقع در خیابان استاد مطهری که محل شورای اسلامی شهر رشت میباشد)
:: آرامگاه شهیدان (واقع در جوار بیمارستان پورسینا که آرامگاه چهار تن از شهدای جنبش مشروطیت گیلان است)
:: پارک شهر رشت معروف به باغ محتشم (شامل پارک اصلی که سابقه آن به دوره ناصری میرسد و عمارت کلاه فرنگی و شهربازی)
:: بازار سنتی رشت (شامل میدان بزرگ و میدان کوچک و چهارسوقها و کاروانسراها است)
:: بوستان ملت (واقع در چهارراه گلسار، ابتدای جاده انزلی)
:: موزه رشت (واقع در خیابان بیستون)
:: سبزه میدان (شامل کتابخانه عمومی و تندیسهایی از مشاهیر گیلان)
:: بقعه دانای علی (واقع در خیابان بیستون)
:: بقعه بی بی و زینب (واقع در خیابان عطاآفرین کوچه بی بی زینب)
:: پارک دانشجو (واقع در میدان یخ سازی)
:: موزه میراث روستایی گیلان (واقع در جاده رشت - تهران، پارک جنگلی سراوان)
:: کتابخانه ملی رشت (با قدمتی بالغ بر ۸۰ سال، واقع در خیابان اعلم الهدی)

شهرستان اهواز مرکز استان خوزستان است و از نظر جغرافیایی در21 درجه و 20 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و40
دقیقه طول شرقی قرار گرفته است و در بخش جلگه ای به ارتفاع 18 متر از سطح دریا واقع می باشد . مساحت شهر اهواز20477 هکتار است که فقط 6923 هکتارآن در بافت شهری قرار گرفته است جمعیت اهواز طبق آمار سرشماری سال 1365 شمسی بالغ بر 861970 نفر است اما اکنون از مرز یک میلیون نفر گذشته است . در زمان ایلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته است اوکسین احتمالا تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده میشود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده است. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلام شکرستان در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده است. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید . اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دوشهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بوی در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خدا آفرین هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد.

کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری مزارع و نخلستانها و در نهایت سر سبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارونجدا می شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می کرد و آن را به دو بخش تقسیم می کرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان( گرگر ) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود . حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود ( حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و 30 متری و باغ معین و خیابان24 متری ) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد . در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمربن الخطاب در سال 17 هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافی نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می شد. در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در قرن 4 هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره ای که در میان کارون به نام رجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.

یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می شد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی بطرف شکاره کنونی می رفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان 30 متری به معنی آب باره و محب عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره است.
یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری شهر اهواز پلهای اهواز هستند. هم اکنون ۷ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل اول) و پل هفتم به دلیل سبک خاص مهندسی و طراحی منحصر بفرد، چشم انداز زیبایی به شهر دادهاند. هفتمین پل اهواز با نام پل ششم یا پل فولاد نیز به تازگی به بهره برداری رسیدهاست. همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانهٔ کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود پیچ استادیوم را به خیابان زند در قسمت شرقی شهرمتصل میکند و تا حدودی از بار ترافیکی دیگر پلها میکاهد.

عملیات ساخت دو پل دیگر نیز بر رودی اتوبان کمربندی اهواز در حال اجراست که پیش بینی میشود عملیات ساخت این دو پل تا پایان سال ۸۶ خاتمه یابد.ساخت این دو پل تاثیر به سزایی در کاهش ترافیک شهر اهواز به ویژه بر روی پل سوم این شهر خواهد داشت
:::.. اهواز امروز
اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شدهاست. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل میدهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابانهای نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محلههای معروف کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع اند. پروژههای بزرگی در اهواز در حال احداث میباشد که با افتتاح آنها چهره شهر و وضعیت حمل و نقل شهری اهواز دگرگون خواهد شد.مهمترین این پروژهها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون و مترو اهواز میباشند.

تیمهای فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند.
شهرهای اطراف اهواز عبارتاند از: شهرهای تاریخی دزفول و شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب
استان سمنان در دوران باستان بخشي از چهاردهمين ايالت تاريخي ورن (ورنه) از تقسيمات شانزده گانه اوستايي بود. حتي طهمورث ديو بند را موسس شهر سمنان مي دانند. برخي از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلي میدانند ولي قدر مسلم اين كه ورن يا ورنه متشكل از صفحات جنوبي البرز و خوار شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، فيروزكوه، شهميرزاد، لاسگرد، ده نمك و آهوان، قوشه، ويمه و نقاط كوهستاني مازندران بوده است.

برج چهل دختر
اين منطقه در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان (قومس بعد از اسلام) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار میرفت. در اين دوره سمنان، شهر سرحدي ايالت هاي پارت و ماد به شمار میرفت. به همين علت برخي از مورخان، زماني اين شهر را جزو مادها و گاهي جزو پارتها به حساب میآورند. اين ايالت كه در زمان ساسانيان به پشتخوارگر تغيير نام داده، شامل همان شهرهايي بود كه در ايالت ورن وجود داشتند. حد غربي اين ايالت، خوار (گرمسار فعلي)، حد شرقي آن شاهرود و حد شمالي آن، كوهستان هاي جنوبي طبرستان بود.
سلوكيان بزرگ ترين عامل يوناني كردن مشرق بودند و به همين جهت، براي ادامه فرمان روايي خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و براي اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكي از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلي است كه در 34 كيلومتري سمنان واقع شده و ديگري شهر هكتا پليس (صد دروازه) است كه عده اي آن را دامغان میدانند. اشكانيان ايالات ايران را به هجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكي از ايالت هاي مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحي سمنان و دامغان كنوني بود.
در نيمه قرن هفتم ميلادي در زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساساني، مهاجمان عرب كشور ايران را به تصرف خود درآوردند. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ري را تسخير كردند، سپس به شمال شرقي رفته و به سرزمين كومش (شهرهاي سمنان، دامغان، بسطام) رسيدند و آن ر اتسخير كردند.
سمنان در دوره هاي بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخي قومس (كومش) به شمار میآمد. سمنان طي تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكستها و پيروزي هاي بي شمار بوده است. در دوره هاي بعدي نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت هاي مركزي قرار گرفت و منازعهها و مناقشه هاي متعدد بر سر اين منطقه بين قدرتمندان درگرفت.
دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراساني به دست منصور دوانيقي، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت هاي بي شماري به وقوع پيوست كه از مهم ترين آنها قيام سنباد زردتشتي بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحي جنوب طبرستان يعني سنگسر (مهدي شهر) و شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ري را به تصرف در آوردند، ولي در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وي پس از مدتي در دره هاي سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد.
ايالت كومش (قومس) از كانون هاي مهم اسماعيليان در قرن هاي ششم و هفتم هجري بود. به طوري كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آنها را يك كدخدا و هر قلعه مجزاي آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت.
سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جاني و مالي بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجري حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت.
پس از ظهور و استقرار حكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوي به سركوب گردن كشان ولايتها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد.
کاروانسرای شاه عباسي در لاسگرد «لاسجرد»
كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولي در اين مدت شهرهاي سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد آوردن عده اي از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش (سمنان، دامغان و بسطام) و ولايت جنوبي درياي خزر دست يابد.
پس از آغا محمد خان، برادر زاده وي به نام فتحعلي شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتداي سلطنت، سرزمين قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايي قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبانها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهاي استان دوم، يعني مازندران در آمد.
در آغاز سال 1340 هجري شمسي در زمان نخست وزيري دكتر علي اميني و وزارت كشور سپهبد عزيزي، به پيروي از سنت تاريخي، طبق تصويب نامه هيئت وزيران، ايالت كومش (سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام و سرخه) و جنوب طبرستان يعني سنگسر(مهديشهر)، و شهميرزاد و نقاط تابعه آنها) از نظر تقسيمات كشوري به نام فرمانداري كل سمنان نامگذاري شد. مركز حكومت آن نيز در شهر سمنان تعيين و مستقر گرديد .
در سال 1355 هجري شمسي طبق تصميم دولت وقت با اضافه شدن دماوند، فيروزكوه، گرمسار و ورامين فرمانداري كل سمنان به استان سمنان تبديل شد و مركز آن نيز همچنان شهر تاريخي سمنان باقي ماند. البته طبق تقسيمات كشوري سالهاي اخير، سه شهر دماوند، فيروزكوه و ورامين از استان سمنان جدا گرديدند.
صنـــــــــايع دستي:
قاليبافي
گليم بافي
نمد مالي
چاپ قلمكار
سفالگري و سراميك
دستباف ها
شهرهای استان نيز عبارتاند از:
سمنان - مهدیشهر(سنگسر) - شهميرزاد - سرخه - شاهرود، بسطام - مجن - كلاته خيج - ميامي - بيارجمند - دامغان -اميريه - ديباج - گرمسار - ايوانكي و آرادان.
چون قلعه تاريخي ايزدخواست با سبك معماري خود يكي از عجايب و نمونه هاي چشم گير شهرسازي و مهندسي زمان قديم ايران است.

.jpg)

منشور جهاني حقوق بشر
اين فرمان نوشته هاي بيشتري داشته است ولي قسمت بزرگي از آن شكسته و از بين رفته و قسمت سالم آن هم ، شكسته بوده كه به همديگر چسبانده اند و در متن سالم آن هم ريختگي هايي وجود دارد ، ولي آنچه از آن باقيمانده داراي كمال اهميت است. در اين فرمان از آزادي ، حقوق بشر، آزادي اديان و...سخن گفته شده است و به همين دليل اين نوشته نخستين منشور جهاني حقوق بشر نام گرفت.


درياچه نئور


جنگل ابر



محوطه گنجنامه





همچنین افزون بر اشیای پیداشده، ابنیه باستانی در سواحل دریای خزر همچون دیوار بزرگ گرگان كه هزار و ۵۰۰ سال از ساخت آن می گذرد و تا كنار دریا به پیش آمده، مطالعات باستان شناسی در زمینه كشف ناگفته های تاریخی جدیدی از دریای خزر و كشف ابهامات را جالب توجه می سازد. تردد كشتیهای تجاری و جنگی در ادوار مختلف تاریخی در خلیج فارس و دریای عمان هم نشان از سابقه طولانی ایران در زمینه دریانوردی دارد و كشتی تاریخی اشكانیان كه سال گذشته در خلیج فارس مورد كاوش قرار گرفت از اهمیت باستان شناسی در مناطقی كه دریا وجود دارد، خبر میدهد.
ادامه مطلب

مجموعه گنجعليخان کرمان، مجموعه عام المنفعه اي است که همزمان با شکوفايي اقتصاد عصر صفوي در سالهاي 1007 تا 1029 هجري قمري به سعي "گنجعليخان" حاکم وقت کرمان ساخته شد و به همت پسرش "عليمردان خان" تکميل گرديده است. اين مجموعه هنوز هم مرکزيت خود را در هسته شهر حفظ کرده و از شاهکارهاي معماري و مجموعه اي عالي از آثار باشکوه دوره صفويه محســــوب مي شود. در بناي آن از وجـــود هنرمنداني چون "سلطان محمد معمار يزدي" و "عليرضا عباسي" خطاط مشهور، استفاده شده است.

حمام گنجعليخان در کرمان
اين بنا از آثار محد تقي خان زند ميباشد و هم اكنون برجاست و نمونه اي از معماري دوران زنديه را نشان ميدهد كه در نهايت استحكام و زيبايي ساخته شده است. استيل عمارتهاي آن مخصوص دوران زنديه است حوضهاي سنگي مرتبط با جوي آبهائي كه در كليه قسمتهاي عمارت پائين ساخته بوده و گنبد كلاه فرنگي و باد گيرهاي آن نمونه اي از دوران سرشار آن عهد را ميرساند.

نمای بيروني باغ دولت آباد یزد

رشته کوه سبلان در جنوب شرقی شهرستان مشکین شهر و در فاصله 25 کیلومتری آن واقع شده است. ارتفاع بلندترین نقطه آن با نام سلطان ساوالان 4811 متر میباشد. سلطان ساوالان پس از دماوند معروفترین کوه ایران است که دریاچه ای زیبا در قله آن وجود دارد. سبلان با رودها ، یخچالهای دائمی و طبیعت بکر ، نمونه ای است از هنر بی همتای خلاق آن. این کوه بنا به راوایات محل عبادت زرتشت ، پیامبر ایران باستان ، و جولانگاه بابک خرمدین بوده است.


درباره اين درياچه افسانههاي متعددي وجود دارد كه مشهورترين آنها وجود شهري مدفون در زير آبهاي درياچه است.
مي گويند: اين جا بيش از آن قلعه باشد، نيايشگاه و يا آتشكده اي بوده است و بعد از آن دژ شاپور خواست، سپس اردوگاهي براي اسراي رومي، آنگاه خزانه جواهرات خاندان بدربن حسنويه، قلعه حكومتي اتابكان، واليان و سرانجام سربازخانه، انبار مهمات، محلي امن و مخوف براي نگهداري زندانيان سياسي و امروز موزه آثار باستاني – تاريخي و مردم شناسي لرستان.
هنوز قسمت صنعتی "شهر سوخته" کشف نشده و به گفته دکتر منصور سجادی سرپرست تيم کاوش در اين فصل در بخش مسکونی شمال شرقی شهر سوخته با هدف رسيدن به طبقات و لايه های قديمی تر شهر و در گورستان آن کند و کاو انجام خواهد شد. آنها اميدوارند که در اين فصل آثاری از دوران اول استقرار مردمان پنج هزار سال پيش شهر سوخته بيابند.
در دورة قاجار با توجه به تعميرات انجام گرفته در زمان محمد علي ميرزا حاكم لرستان در سر يكي از برجهاي قلعه كه بلندترين برج آن و مسلط بر تمام شهر و بلوك خرم آباد بوده اطاقي ساخته شده است كه به آن نام فلك الافلاك داده اند. و همين نام بعدها به كل مجموعه اطلاق شده است.
از دشت سيلاخور و ورود به رشته كوههاي زاگرس تا خروج از اين رشته كوهها و ورود به دشتهاي خوزستان به طول تقريبي 200 كيلومتر، شايد هيچ نقطه اي را همچون دره و جلگه خرم آباد از لحاظ موقعيت جغرافيايي ( بر سر راههاي ارتباطي ) ، سرابهاي فراوان ، هواي مناسب ، موقعيت ويژة تپه قلعه فلك الافلاك نتوان يافت. دو رشته كوه در دو طرف دره خرم آباد با جهت شمال غرب به جنوب شرق ، آن را چون حصاري احاطه كرده اند، دو رودخانه در وسط اين دره تلاقي نموده به سمت جنوب در جريان است. با اين وصف در مركز اين دره ، صخره اي با ارتفاع حدود 20 متر و مساحت تقريبي 5300 مترمربع از سطح زمينهاي اطراف در نتيجه فعل و انفعالات زمين شناسي سربرآورده كه مشرف بر دره و گذرگاههاي ورودي به آن است.
وسعت "شهر سوخته" و يافته های کاوشگران اين محوطه باستانی را از صورت يک محوطه عادی دوران مفرغ خارج کرده و به اين نتيجه رسانده که زندگی در"شهر سوخته" با دوران آغاز شهرنشينی در فلات مرکزی ايران و بين النهرين همزمان است.
هنوز قسمت صنعتی "شهر سوخته" کشف نشده و به گفته دکتر منصور سجادی سرپرست تيم کاوش در اين فصل در بخش مسکونی شمال شرقی شهر سوخته با هدف رسيدن به طبقات و لايه های قديمی تر شهر و در گورستان آن کند و کاو انجام خواهد شد. آنها اميدوارند که در اين فصل آثاری از دوران اول استقرار مردمان پنج هزار سال پيش شهر سوخته بيابند.
بعد از او شهر سوخته توسط باستان شناسان ايتاليايی به سرپرستی مارتيسو توزی از سال 1346 تا 1357 مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. و اکنون هشمتين فصل کاوش شهر سوخته به سرپرستی دکتر منصور سجادی ادامه دارد. در اين دوره پژوهشگران ايتاليايی مطالعات ژئوفيزيکی "شهر سوخته" را انجام خواهند داد و ابتدا نقشه ژئوفيزيکی شهرسوخته را تهيه و سپس آن را پايه کارهای تحقيقی و پژوهشی اين منطقه خواهند کرد.
شايد اين مقرنس ساده و در عين حال زيبا از اولين نمونههاي مقرنس سازي در بناهاي اسلامي ميباشد كه بتدريج تكميل شده است. دكتر ويلسن، نماينده دانشگاه پنسيلواني نيز در بازديد و تحقيقاتي كه از اين بنا داشته راجع به اين مقرنسها چنين نوشته است: بالاي در، داخل هلال مدخل گيلوئي مقرنسي است كه در مراحل اوليه ترقي است و اين يكي از نمونههاي تزئيني است از اصول يك معماري كه بعد اهميت پيدا كرده است.
جالب اين كه در ساخت گنبد بزرگ شهر فلورانس از اين گنبد الگو برداری شده است. بنای اين گنبد كه بعد از گنبدهای سانتامارينا و اياصوفيه سومين گنبد بزرگ دنياست، شامل سه بخش اصلی ورودی، تربتخانه و سردابه است.
تزيئنات و نحوهی ساخت اين مقبره در واقع نقطهی عطفی در معماری آن دوران بوده به اين شكل كه سبكی جديد را در معماری به وجود آورده كه از معماری زمان سلجوقيان منفك شده است. برای تزيين بنا در اين دوران از كاشی به هم راه آجر و هم چنين برای اولين بار از آيات قرآن استفاده شده است. حكاكیهايی در آجرهای ديوارها و سقفهای رنگين بنا نيز ديده میشود.
* اولجايتو به معنی خوشبخت است. دليل اين نامگذاری اين بوده كه حين تولد وی، موقع كوچ قوم وی از صحرای خشك قرهقروم كه بیآبی آن خيلی از افراد را هلاك میكرده، آمدن باران باعث زنده ماندناش شده و به همين خاطر نام اولجايتو را بر او گذاشتند.


کوه زيبای عقاب معروف به عقابکوه با ارتفاع 140 متر از سطح روستا که از دور منظره عقاب نشسته ای را دارد.
این غار جزو غارهای آهكی و طبیعی است كه در ادوار مختلف مورد استفاده انسانها قرار گرفته شده است. طی دوره های مختلف زمین شناسي این غار تغییر حالت داده و به صورت معماری صخره ای در چهار طبقه و در دل كوه حفر گردیده است.
از نظر موقعيت جغرافيايي نيز گفته ميشود گل راميان در مسير جاده راميان النگ در دامنه کوه تپه آرام، قلعه ماران و رشته کوه خاکسار واقع شده و در حاشيه شرقي آن رودخانه قورچای با جهت جنوبي شمالي جريان دارد.
معماري صخره اي، حاكي از صحنه هاي مبارزه و جدال انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره هاي طبيعی است. در معماري معمولي، به وسيله مصالح ساختماني گچ، آهك و خشت، هيئت اصلي بنا را به وجود می آورند، در صورتي كه در معماري صخرهاي فضاي مورد نظر در درون توده سنگ هويدا مي گردد و سنگ، مانند كالبدي، قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد مي كند.

کاربرد هفته و روزهای هفتگانه آن اهمیت فراوانی در نظامهای گاهشماری (خورشیدی یا مه اي) دارد. با اینکه گاهشماریهای گوناگون جهان در بسیاری از جزئیات محاسباتی و دیگر ویژگیها با یکدیگر متفاوت هستند؛ اما شیوه روزشماری بر مبنای هفت روز هفته در همه آنها یکسان است.
میدانیم که شمار روزهای ماه و سال در گاهشماریهای گوناگون و حتی در هر گاهشماری خاص، با یکدیگر یکسان نیستند و گاه در طول تاریخ و برای اصلاح آن، تغییراتی در شمار آنها داده شده است. همچنین ممکن است که شمار روزها در سالهای کبیسه دچار افزودگیهایی شوند. اما اهمیت دیگر روزشماری بر مبنای روزهای هفته در این است که هیچگاه و به هیچ علتی، ترتیب و توالی روزها و تعداد آن تغییر نمیکند و پیوستگی روزهای آن تابع نظامهای گاهشماری نیستند.
به عبارت دیگر «هفتهشماری» خود به تنهایی و بدون ارتباط با هر گاهشماری دیگری، یک نظام ساده، دقیق و فراگیر در محاسبههای تقویمی در سراسر جهان دانسته میشود. این ویژگی ممتاز، اهمیت فراوانی در تطبیق مناسبتهای تاریخی و درک میزان درستی یا نادرستی دادههای تاریخی دارد. تنها تفاوت موجود در هفتهشماری، روز تعطیل قراردادی آن است که از روز آدینه تا روز دوشنبه در میان ادیان و فرهنگهای گوناگون، متغیر است.
امروزه بسیاری بر این گمانند که در ایران باستان و نیز در گاهشماریهای ایرانی از واحد هفته استفاده نمیشده و در نتیجه نامهایی نیز برای روزهای هفته در فرهنگ ایران وجود نداشته است. این باوری بسیار فراگیر و گسترده است. البته چنین گمانی دلایلی نیز دارد و آن اینکه در هیچیک از متون کهن شناختهشده ایرانی نامی از هفته و روزهای آن در دوران باستان برده نشده است. همچنین این را نیز میدانیم که گاهشماری عصر ساسانی بدون هفتهشماری بوده و روزهای هر ماه، صرفاً با نام ویژه همان روز شناخته میشده است. تا اینجا میتوانیم چنین بپنداریم که در گاهشماری رسمی و دولتی ساسانی، از روزهای هفته بهرهگیری نمیشده است؛ اما نمیتوانیم این گمان را به همه دورههای تاریخ ایران، همه تقویمها و همه اقوام و ادیان تعمیم دهیم.
از سوی دیگر از دخل و تصرفهای فراوان ساسانیان و به ویژه موبدان درباری آن دوره در تاریخ و فرهنگ ایرانزمین آگاهی داریم و میتوانیم چنین احتمال دهیم که کنار نهادن هفتهشماری از تقویمها نیز دستاورد چنین تحریفهایی باشد. برای اثبات چنین گمانی، منابع و اسناد فراوانی در دست نیست. به ویژه که متون پهلوی و نیز تاریخنامههای سدههای میانه در این زمینه سکوت کردهاند. چرا که متون پهلوی معمولاً بازگوکننده دیدگاه رسمی دین و دولت ساسانی بوده و بر تاریخنامههای سدههای میانه تأثیری فراوان نهادهاند.
نگارنده بر این باور است که هفتهشماری و نام روزهای آن در ایران باستان وجود داشته و تنها گاهشماری رسمی زرتشتی ساسانی فاقد آن بوده است. شواهد این فرضیه پنج دسته هستند:
نخست اینکه شمار هفتگانه روزهای هفته، در زمانهای بسیار دور، از اهلههای هفت روزه ماه برگرفته شده و از آنجا که گاهشماری مه اي (قمری) سادهترین و ابتداییترین شکل گاهشماری است و تشخیص اهلههای ماه، آسانترین و سریعترین شیوه درک گذر زمان است؛ بیگمان جوامع بشری از گذشتههای دور و بدون آموختن از یکدیگر، به آن پی برده و از آن بهره گرفتهاند.
دوم اینکه در شاهنامه فردوسی بیشتر از یکصد و بیست بار واژه هفته و دو بار واژه چارشنبه بکار رفته است: «سـتاره شُـمَـر گفـت بـهرام را/ کـه در چـارشـنبه مـزن کـام را». از آنجا که شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها و بازگویههای دوران باستان میدانند، بعید است که استاد بدون اینکه چنین مفهومی در متون مبنا بکار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.
سوم اینکه نگارنده در بررسیهای تقویم آفتابی نقشرستم (کعبه زرتشت) به سازوکار تعبیهشده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه (آخرین ماهِ سال هخامنشی) پی برده که جزئیات آن در کتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است.
چهارم اینکه متون مانوی، کاربرد فراگیر و گسترده روزهای هفته را تأیید میکنند. در نوشتارهای مانوی یافتشده در «تورفان» و نیز در «موگتاگ» از روزهای یکشنبه و دوشنبه با نامهای «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» یاد شده و این دو، روزهای روزهداری مانوی دانسته شده است. البته در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نامهای سیگانه برای روزهای ماه نیز استفاده میشده است و همچنین میدانیم که روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است. (برای آگاهی بیشتر بنگرید به: آ. فریمن، پژوهش در متون موگتاگ، مسکو، ۱۹۶۲، به روسی).
پنجم اینکه متون و منابع کهن چینی نیز کاربرد هفته در ایران باستان و حتی نام روزهای آن را گزارش کردهاند. در یک متن نجومی کهن بودایی که در سال ۷۵۹ میلادی از سانسکریت به چینی ترجمه شده و «یانگ چینگ فنگ» در سال ۷۶۴ میلادی حاشیهای بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در فارسی میانه و سغدی یاد کرده است.
در این متن، نام ایرانی روزهای هفته که از یکشنبه آغاز میشوند، بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت (روز تعطیل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدی (در ورارودان/ آسیای میانه) این نامها بدینگونه با مبدأ یکشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشید روز)، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و جیان روز (کیوان روز). همانگونه که دیده میشود این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، یعنی خورشید و ماه و پنج ستاره روان (سیاره) شناختهشده آن زمان برگرفته شده است. (برای آگاهی بیشتر بنگرید به: کونگ فانگ ژن، واژههایی از گاهشماری ایران در چین باستان، ترجمه استاد محمد باقری، در ویژهنامه تاریخ علم، تهران، ۱۳۷۲).
با توجه به شواهدی که بطور خلاصه گفته آمد، به نظر میرسد که روزهای هفته، همراه با نامهایی ویژه، در گاهشماریهای ایران باستان کاربرد داشته و حتی تعطیلی روز یکشنبه در تقویم میلادی از روز تعطیل ایرانی، یعنی یکشنبه برگرفته شده است. میدانیم که نام روز یکشنبه در هر دوی آنها به یک معنا است و «Sun day» دقیقاً به معنای «خورشید روز» است. اما در دوره ساسانی و همراه با دیگر تحریفهای بیشمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته را نیز از گاهشماری خود حذف میکنند و تنها نام روزهای ماه را بکار میگیرند. آنان به احتمال برای جبران این کمبود از روزهای سهگانه منسوب به «دی» (روزهای هشتم، پانزدهم و بیستوسوم هر ماه) همراه با «اورمزد روز» (روز یکم هر ماه) بجای روزهای تعطیل استفاده میکردهاند. این نکته نیز لازم به یادآوری است که نامهای سیگانه روزهای ماه در همه تقویمهای ایرانی بکار رفته و خاص تقویم ساسانی نیست.
بر مبنای کاوشهای باستان شناسانه بدست آمده که گرمابه در عصر هخامنشی و ساسانی وجود داشته و مورد استفاده طبقات بالای جامعه بوده است. در عصر صفوی نیز ساخت حماها رونق یافته چنانکه بر سر هر کوچه و بازار متمولان حمامی ساخته و وقف امور خیریه میکردند.
حمام علیقلی آقا به همراه مجموعه بناهای عمومی دیگر از جمله مسجد، بازارچه، چهارسو و سرا از دوره صفوی باقی مانده است. بانی این بناها علیقلی آقا از خواجگان حرم شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی بوده است. این بنا از آثار نمیه اول قرن دوازدهم هجری قمری است.
| Design By : Night Skin |









