.::همه چیز برای سرگرم شدن اینجا هست::.
(( بیایید با هم فرهنگ درست استفاده از اینترنت را رواج دهیم ))
ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم ، همه میدونید که الان فصل امتحانات هست و ما هم درگیر امتحانها هستیم که هنوز تموم نشده و لی دیدم خیلی وقته آپ نکردم امروز ۳ مطلب میذارم و میرم برای چند روز دیگه برمیگردم : ۱- عجیب ترین رسم های ازدواج در جهان سیاه کردن عروس در اسکاتلند بقیه در ادامه مطلب . . . ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم ، همه میدونید که الان فصل امتحانات هست و ما هم درگیر امتحانها هستیم که هنوز تموم نشده و لی دیدم خیلی وقته آپ نکردم امروز ۱ مطلب میذارم و میرم برای چند روز دیگه برمیگردم : عجیب ترین رسم های ازدواج در جهان سیاه کردن عروس در اسکاتلند بقیه در ادامه مطلب . . . این شعر فقط جنبه طنز داره دختری با مادرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب نظر فراموش نشه بقیه در ادامه مطلب . . . روسری میر حسین موسوی به بازار اومد ، برای دیدن به ادامه مطلب برید . . . ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم ، به دلیل مشغله کاری نمیتونم هر روز آپ کنم برای امروز هم چند عکس از آنجلیناجولی آپ کردم بقیه عکسها در ادامه مطلب . . .
در اسکاتلند یکی از رسمهای قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است که باید عروس را سیاه کرد. طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر کرده و بدون اینکه خبر داشته باشد، روی سرش مواد کثیفکنندهای همچون آب کثیف، تخممرغ، سسهای مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند. سپس عروس آینده که کاملا کثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده میشود و حتی او را به چند قهوهخانه و رستوران شلوغ هم میبرند که همه او را ببینند.
ادامه مطلب
در اسکاتلند یکی از رسمهای قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است که باید عروس را سیاه کرد. طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر کرده و بدون اینکه خبر داشته باشد، روی سرش مواد کثیفکنندهای همچون آب کثیف، تخممرغ، سسهای مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند. سپس عروس آینده که کاملا کثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده میشود و حتی او را به چند قهوهخانه و رستوران شلوغ هم میبرند که همه او را ببینند.
ادامه مطلب
گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم
سن من از 26 افزون شده دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت
دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر:مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بریک پسر مغزیابو خورده ام یا مغز خر؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری ، هم صحبت یاسر شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله
بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود
بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی واقعا ً که پوز مادر را زدی!
مرد:دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم....
زن:آقا حالا يه غلطی كرد شما ببخشيد ! نا محرم كه خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخير نمی شه بايد بکشمش...
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |




