.::همه چیز برای سرگرم شدن اینجا هست::.
(( بیایید با هم فرهنگ درست استفاده از اینترنت را رواج دهیم ))
برای انجام تست به لینک زیر بروید امیدوارم لذت ببرید آيا شما به راحتي دوست پيدا ميكنيد؟ آيا فردي برون گرا، سرزنده، شاد و بانشاط هستيد؟ آيا فردي هنرشناس و اهل هنر هستيد؟ آيا فردي كاري و سخت كوش هستيد؟ آيا فردي معاشرتي و خونگرم هستيد؟ آيا فردي عاطفي و احساساتي هستيد؟ آيا فردي فراموش كار و كم حواس هستيد؟ آيا فردي شوخ طبع و بذلهگو هستيد؟ آيا فردي شجاع و بي باك هستيد؟ آيا فردي سلطهجو و مقتدر هستيد؟ آيا فردي احساساتي و دل رحم هستيد؟ آيا فردی خجالتی و کم رو هستيد؟ آيا فردی رويايي هستيد يا واقع گرا؟ ادامه در ادامه مطلب ... نمايي از درياچه زريوار در بهار وجه تسميه زريوار و زريبار كه هر دو در منطقه متداول است، به واژة «زري» كه در زبان كردي به معني درياچه است، باز ميگردد. پسوند «دار» و «بار» پسوند تشبيهي و زريبار يا زريوار به معني درياچهوار است. درياچه زریوار قلعه فلك الافلاك يا دژ شاپور خواست يكي از آثار كم نظير و با شكوه كشور ما ايران است. اين بناي كهن كه بر فراز تپه اي باستاني، در كنار چشمه اي پر خروش و در مركز شهر كنوني خرم آباد قرار گرفته، همچون ديگر آثار تاريخي سرگذشت پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است. قلعه فلك الافلاك سند يا کتيبه ای که نام واقعی و قديمی اين شهر را مشخص کند هنوز به دست نيامده و به دليل آتش سوزی در دو دوره زمانی بين سال های 3200 تا 2750 قبل از ميلاد "شهر سوخته" ناميده می شود. قلعه فلك الافلاك در متون تاريخي نام اين بنا به صورتهاي مختلفي مانند دژ شاپورخواست ، دژ سياه ، دز بز ، قلعة خرماباد ، قلعه سفيد ، سلاسل ، كاخ اتابكان ، قصر ، قلعه بالا ، كوشك ، قلعة فلك الافلاك ضبط شده و بوميان منطقه آن را به نام دوازده برجي مي شناسند. قديمي ترين نامي كه در متون تاريخي به اين قلعه اطلاق شده است دژ شاپور خواست است كه تا قرن ششم و هفتم هجري همچنان به همين نام مشهور بوده و پس از آن با ويراني شهر شاپورخواست و شكل گيري شهر خرم آباد، قلعة خرماباد خوانده شده است كه تا اوايل دورة قاجار همچنان به همين نام از آن ياد كرده اند. شهر سوخته در 56 کيلومتری زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل - زاهدان واقع شده و پنج هزار سال قدمت دارد. اين شهر در 3200 سال قبل از ميلاد پايه گذاری شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال های 3200 تا 1800 قبل از ميلاد در آن سکونت داشته اند. شهر سوخته سند يا کتيبه ای که نام واقعی و قديمی اين شهر را مشخص کند هنوز به دست نيامده و به دليل آتش سوزی در دو دوره زمانی بين سال های 3200 تا 2750 قبل از ميلاد "شهر سوخته" ناميده می شود. کاخ شهر سوخته بر مبنای يافته های باستان شناسان شهر سوخته 151 هکتار وسعت دارد و بقايای آن نشان می دهد که اين شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای يادمانی و گورستان است که به صورت تپه های متوالی و چسبيده به هم واقع شده اند. کلنل بيت، يکی از ماموران نظامی بريتانيا از نخستين کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره کرده و نخستين کسی است که در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزی را ديده است. پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدی در خصوص اين محوطه بيان کرده است. بنايي كه از هزار سال پيش تا كنون بر فراز تپهاي خاكي استوار است در عين سادگي يكي از غرور انگيزترين بناهايي است كه نه تنها در خاك ايران بلكه در سراسر جهان شناخته شده است و مورد توجه بسياري از جهانگردان و باستان شناسان است.
گنبد قابوس پروفسور « ارتورافام پوپ » در مورد اين بنا چنين نوشته است: در زير سمت شرق كوههاي البرز و در برابر صحراهاي پهناور آسيا يكي از بزرگترين شاهكارهاي معماري ايران با تمام شكوه و عظمت خود قد بر افراشته است. اين بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه «قابوس بن و شمگير» است. گنبد قابوس گنبد قابوس شامل 2 قسمت است يكي پي يا پاي بست بنا و بدنه و ديگري گنبد مخروطي. پي سازي بنا از زمين سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متري با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پاي بست سردابي وجود داشته كه پا كار طاق آن هنوز بر جاي است ولي بر اثر كاوشهاي پياپي كاوشگران كه در پي گنج بوده اند آثاري از كف آن بر جاي نمانده است. در شمال شرقی آبادی "گازر خان" (قزوين) و بر بلندای کوهی از سنگ یکپارچه با ارتفاع 2100 متر از سطح دریا که به پناهگاه مخوفی منتهی می شود، قلعه ای پر شکوه وجود دارد که به گفته "حمدالله مستوفی" نخست در سال 220 خورشيدی به دست "داعی الی الحق حسن بن زید الباقری" بنا شده است.
قلعه الموت تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی، چند متر پایین تر از برج شرقی دژ واقع شده که کوه هودکان با فاصله نسبتا زیاد بر آن مشرف است. در این محل تونلی در تخته سنگ بریده شده که دارای 6 متر طول، 2 متر عرض و 2 متر ارتفاع است. پس از عبور از این گذرگاه، آثار باقی مانده برج جنوبی قلعه و دیواره جنوب غربی آن که روی شیب تند تخته سنگ ساخته شده آشکار می گردد. در دامنه جنوبی کوه قلعه، خندقی به طول تقریبی 50 متر و 2 متر عرض کنده و آنرا از آبی که از داخل قلعه می آمده پر می کرده اند تا هیچ راه نفوذی از آن جبهه متصور نباشد. بر روی دامنه های دیگر نیز هرجا بیم بالا رفتن مهاجمان می رفته خندق هایی کنده شده و دیوار بالایی آنها را مورب برآورده اند تا امکان هر عبوری را محدود نماید. با عبور از پای دیوار شرقی قلعه به بخش اصلی دژ می رسیم که تختگاه حسن صباح در طول اقامت 35 ساله وی در الموت بوده است. این قلعه پس از تسلیم رکن الدین خورشاه در 635 خورشيدی. به دستور هلاکو به آتش کشیده و ویران شد و از آن به بعد به عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. گنبد سلطانيه، در نزديكی زنجان، كه اولين و عظيمترين گنبد آجری جهان است، توسط سلطان محمد خدابنده يا اولجايتو*. در طول سيزده سال بنا گرديده است. گنبد سلطانيه بنايی احداث شده در ارگ شهر يا كهندژ سلطانيه پای تخت اولجايتو حاكم سلسلهی ايلخانان بوده است. مساحت اين كهندژ هجده هكتار بوده و توسط ديواری كه مشخصهی شهرهای قديم بوده، احاطه میشده است.
گنبد سلطانيه گويا انگيزهی ساختن اين گنبد در ابتدا بر پا كردن مقبرهای جهت به خاك سپردن استخوانهای حضرت علی و امام حسين بوده است. و اما در بارهی اولجايتو، سلطان ايلخانی، جالب است بدانيد كه وی ابتدا طبق اعتقادات نياكان خود شمنپرست (جادوگری و ساحرهگی) بوده كه بعد به دين مسيحيت گريش پيدا كرده و مسيحی شده و نمايندهی پاپ میشود. بعد از آن توسط همسر خود به دين اسلام گرايش پيدا كرده و مسلمان سنی گرديده و نام محمد خدابنده را برمی گزيند. سر آخر شيعه شده و در اين دوران پس از سفر به كربلا و نجف تصميم میگيرد كه مقبرهای در سلطانيه، پای تخت ايلخانان بسازد و استخوانهای حضرت علی و امام حسين را در آن دفن كند، اما در نهايت اين مقبره محلی برای دفن خود وی شد و آن مقاصدش عملی نگرديد. موضوع جالب توجهی كه در اين بنا وجود دارد، دالانهای تودرتويی در سردابهی آن است كه حدس زده میشود برای اجرای مراسم خاصی به كار میرفته. حتي حدس میزنند كه سلطان محمد خدابنده در نهايت دوباره به اصل خود برگشته و شمنپرست شده و اين دالانها و فضاها برای اجرای مراسم مذهبی خاص پس از مرگ وی بوده است. البته جسد وی نيز به جای دفن در سردابه، در كوههای اطراف دفن شده است. نظر بدید - خوردن پياز در جلوگيری از لخته شدن خون در رگها موثر بوده و در نتيجه برای امراض وخيم قلبي مفيد هستد. - با خوردن پياز بيخوابي را از بين ببريد و همانطور برای پيشگيری از سرطان پياز و پيازچه توصيه ميشود! اگر کارهای فکری انجام ميدهد از خوردن پياز غافل نشويد ، چرا که پياز داری فسفر فراوان است! درضمن پياز سنگ کليه را نيز خرد ميکند. - بر کسي پوشيده نيست که انجير ميوه ای سرشار از مواد غذايي است اما کمتر کسي ميداند که انجير تازه مغذی تر است يا انجير خشک شده؟ انجير تازه حاوی کلسيم، آهن ، پتاسیم و ويتامين های گروه ب ميباشد که به سلامتي پوست ، عضلات و اعصاب کمک ميکند . چنانچه وزنهای مساوی از انجير تازه و انجير خشک را با يکديگر مقايسه کنيد ميزان کالری انجير تازه شش برابر کمتر از انجير خشک است ، ضمن آنکه انجير خشک حاوی مواد غذايي تغليظ شده بوده و ميزان ويتامينها و مواد معدني آن بيشتر ميباشد . در عين حال انجير خشک حاوی ماده پکتين است که تصور ميرود کلسترول خود را کاهش ميدهد - سويا و مشتقات آن از قبيل شير سويا و سس سويا از خواص شفابخش ارزنده ای برخوردارند. تصور ميشود که اين ماده غذايي ، به کاهش ميزان چربيهای مضر در خون که باعث بيماری قلبي ، تنظيم عملکرد روده ها ، تثبيت قند خون و مبارزه با سرطان سينه ميشود کمک کند - عسل كمبود هاي غذايي را جبران مي كند. با داشتن قند زياد براي مبتلايان به مرض قند مضر نيست. ترشحات غدد داخلي و بزاق را تعديل مي كند. جهت درمان سرفه و بي خوابي ، دل درد و كم اشتهايي مفيد است. با خوردن پياز بيخوابي را از بين ببريد و همانطور برای پيشگيری از سرطان پياز و پيازچه توصيه ميشود! اگر کارهای فکری انجام ميدهد از خوردن پياز غافل نشويد ، چرا که پياز داری فسفر فراوان است! درضمن پياز سنگ کليه را نيز خرد ميکند. باقلا در خون سازی بي همتا ست. سينه و ريه را پاک کرده و آنها را تقويت ميکند. برای مبتلايان به زخم معده غذای خوبي هست. :: شـــــــــامي لپه مواد لازم: :: گوشت مغزران بي استخوان بدون چربي : نيم کيلو بقیه در ادامه مطلب ... گشن: نیرومند، تنومند صیرتا: خیال ژیگس: پدر میرسوس سردار پارسی به عهده داریوش هخامنشی دامون: پیرامون، دامنه، جنگل نشیم: مقام، لانه، آشیانه گشواد: نام پهلوانی ایرانی در زمان کیکاووس غنج: نیکو، خوش، سرین، جوان، خداداد: داده خدا تارخ: نام پدر حضرت ابراهیم آبادیس: از موبدان پزشک دوره ی هخامنشی برنا: مرد جوان، برناک. یلمان: ضرب شمشیر، مانند یل، نام پدر بنداد از بهدینان خرسان. نکیسا: موسیقی دان و نوازنده نامی روزگار خسرو پرویز آرمین: نام یکی از پسران کیقباد
ادامه دارد ... صنوبر: نام یک درخت از تیره ی مخروطیان ژابیز: شراره ی آتش، قطرات آب که هنگام سوختن هیزم تر از آن میچکد. دامور: آواز نرم و لطیف نشاط: شادی، شادمانی گل افسا: گل افسای، رام کننده گل، افسونگر گل غنجه: ناز و کرشمه خاطره: آنچه در دل و ذهن میماند تارا چهر: دارنده چهره ای چون ستاره آبان دخت: دختر آبان، نام همسر دارا پادشاه ایرانی. ورتا: در زبان پهلوی به معنای گل آمده. یکتا: تنها، یگانه، بی همتا. آرمینا: نام یکی از دختران کیقباد ادامه دارد ... اين قلعه 2 طبقه است و بررسيهاي باستان شناسي نشان ميدهد كه از طبقه پاييني كه زير زمين است به عنوان زندان استفاده ميشده است. تصور زنداني شدن در چنین مکانی انسان را به وحشت مي اندازد. دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم نقشه استان يزد
غار باستانی کرفتو مستشرقین و محققین بسیاری از جمله دمرگان، برای غار كرفتو نقشه هايي تهیه و ارائه نمودهاند. در مقالاتی كه توسط محققین به چاپ رسیده به دلیل وجود كتیبه ای یونانی بر سر در یكی از اطاق های طبقه سوم معماری صخره ای از آن بهعنوان معبد هراكلس (هركول) نام میبرند. در ترجمه كتیبه مذكور آمده است: « در آنجا هراكلس سكونت دارد باشد كه پلیدی در آن راه نیابد.» غار باستانی کرفتو ستون فقرات غار حدود 750 متر طول دارد و شعبات فرعی متعددی از آن منشعب میشود. در مدت سكونت انسان این غار دستخوش تغییرات و دچار دگرگوني ها و دخل و تصرفاتی شده و توسط حجاران ماهر و هنرمند به زیبائی هر چه تمام تر فضاهایی در مدخل های غار تراشیده و اطاق ها، راهروها و دالانهای متعددی به وجود آورده اند كه در میان غارهای دست کن ایران از معماری كاملی برخوردار است. ورودی غار از دامنه كوه حدود 25 متر ارتفاع دارد كه در گذشته راهی نسبتاً سخت و دشوار در كمر كوه هدایت بازدیدكنندگان را به عهده داشت ولی در حال حاضر با پلكانی فلزی به راحتی بازدیدكننده مي تواند به دهانه ورودی غار دسترسی داشته باشند. نقشه استان کردستان در بين گردشگاههای استان گلستان "چشمه گل راميان" بي نظير بوده و معرف بسياری از زيباييهای طبيعي اين منطقه است. چشمه گل راميان يک استخر طبيعي بيضي شکل به طول 90 متر و عرض 80 متر با عمق بين 44 تا 80 متر است. اين محل در حدود شش كيلومتري جنوب شهر راميان قرار دارد و بدليل اينكه آب آن از عمق زمين ميجوشد منظره زيبائي را بوجود آورده است. گل راميان در مورد اين چشمه دانشنامه گلستان مينويسد: با توجه به اينکه گل راميان از چشمه های آهکي است نميتوان برای آن عمق معين و مخشصي بيان کرد ولي مساحت تقريبي آن حدود پنج هزار و 658 متر مربع است.
![]()
ادامه مطلب
درباره اين درياچه افسانههاي متعددي وجود دارد كه مشهورترين آنها وجود شهري مدفون در زير آبهاي درياچه است.
مي گويند: اين جا بيش از آن قلعه باشد، نيايشگاه و يا آتشكده اي بوده است و بعد از آن دژ شاپور خواست، سپس اردوگاهي براي اسراي رومي، آنگاه خزانه جواهرات خاندان بدربن حسنويه، قلعه حكومتي اتابكان، واليان و سرانجام سربازخانه، انبار مهمات، محلي امن و مخوف براي نگهداري زندانيان سياسي و امروز موزه آثار باستاني – تاريخي و مردم شناسي لرستان.
هنوز قسمت صنعتی "شهر سوخته" کشف نشده و به گفته دکتر منصور سجادی سرپرست تيم کاوش در اين فصل در بخش مسکونی شمال شرقی شهر سوخته با هدف رسيدن به طبقات و لايه های قديمی تر شهر و در گورستان آن کند و کاو انجام خواهد شد. آنها اميدوارند که در اين فصل آثاری از دوران اول استقرار مردمان پنج هزار سال پيش شهر سوخته بيابند.
در دورة قاجار با توجه به تعميرات انجام گرفته در زمان محمد علي ميرزا حاكم لرستان در سر يكي از برجهاي قلعه كه بلندترين برج آن و مسلط بر تمام شهر و بلوك خرم آباد بوده اطاقي ساخته شده است كه به آن نام فلك الافلاك داده اند. و همين نام بعدها به كل مجموعه اطلاق شده است.
از دشت سيلاخور و ورود به رشته كوههاي زاگرس تا خروج از اين رشته كوهها و ورود به دشتهاي خوزستان به طول تقريبي 200 كيلومتر، شايد هيچ نقطه اي را همچون دره و جلگه خرم آباد از لحاظ موقعيت جغرافيايي ( بر سر راههاي ارتباطي ) ، سرابهاي فراوان ، هواي مناسب ، موقعيت ويژة تپه قلعه فلك الافلاك نتوان يافت. دو رشته كوه در دو طرف دره خرم آباد با جهت شمال غرب به جنوب شرق ، آن را چون حصاري احاطه كرده اند، دو رودخانه در وسط اين دره تلاقي نموده به سمت جنوب در جريان است. با اين وصف در مركز اين دره ، صخره اي با ارتفاع حدود 20 متر و مساحت تقريبي 5300 مترمربع از سطح زمينهاي اطراف در نتيجه فعل و انفعالات زمين شناسي سربرآورده كه مشرف بر دره و گذرگاههاي ورودي به آن است.
وسعت "شهر سوخته" و يافته های کاوشگران اين محوطه باستانی را از صورت يک محوطه عادی دوران مفرغ خارج کرده و به اين نتيجه رسانده که زندگی در"شهر سوخته" با دوران آغاز شهرنشينی در فلات مرکزی ايران و بين النهرين همزمان است.
هنوز قسمت صنعتی "شهر سوخته" کشف نشده و به گفته دکتر منصور سجادی سرپرست تيم کاوش در اين فصل در بخش مسکونی شمال شرقی شهر سوخته با هدف رسيدن به طبقات و لايه های قديمی تر شهر و در گورستان آن کند و کاو انجام خواهد شد. آنها اميدوارند که در اين فصل آثاری از دوران اول استقرار مردمان پنج هزار سال پيش شهر سوخته بيابند.
بعد از او شهر سوخته توسط باستان شناسان ايتاليايی به سرپرستی مارتيسو توزی از سال 1346 تا 1357 مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. و اکنون هشمتين فصل کاوش شهر سوخته به سرپرستی دکتر منصور سجادی ادامه دارد. در اين دوره پژوهشگران ايتاليايی مطالعات ژئوفيزيکی "شهر سوخته" را انجام خواهند داد و ابتدا نقشه ژئوفيزيکی شهرسوخته را تهيه و سپس آن را پايه کارهای تحقيقی و پژوهشی اين منطقه خواهند کرد.
شايد اين مقرنس ساده و در عين حال زيبا از اولين نمونههاي مقرنس سازي در بناهاي اسلامي ميباشد كه بتدريج تكميل شده است. دكتر ويلسن، نماينده دانشگاه پنسيلواني نيز در بازديد و تحقيقاتي كه از اين بنا داشته راجع به اين مقرنسها چنين نوشته است: بالاي در، داخل هلال مدخل گيلوئي مقرنسي است كه در مراحل اوليه ترقي است و اين يكي از نمونههاي تزئيني است از اصول يك معماري كه بعد اهميت پيدا كرده است.
جالب اين كه در ساخت گنبد بزرگ شهر فلورانس از اين گنبد الگو برداری شده است. بنای اين گنبد كه بعد از گنبدهای سانتامارينا و اياصوفيه سومين گنبد بزرگ دنياست، شامل سه بخش اصلی ورودی، تربتخانه و سردابه است.
تزيئنات و نحوهی ساخت اين مقبره در واقع نقطهی عطفی در معماری آن دوران بوده به اين شكل كه سبكی جديد را در معماری به وجود آورده كه از معماری زمان سلجوقيان منفك شده است. برای تزيين بنا در اين دوران از كاشی به هم راه آجر و هم چنين برای اولين بار از آيات قرآن استفاده شده است. حكاكیهايی در آجرهای ديوارها و سقفهای رنگين بنا نيز ديده میشود.
* اولجايتو به معنی خوشبخت است. دليل اين نامگذاری اين بوده كه حين تولد وی، موقع كوچ قوم وی از صحرای خشك قرهقروم كه بیآبی آن خيلی از افراد را هلاك میكرده، آمدن باران باعث زنده ماندناش شده و به همين خاطر نام اولجايتو را بر او گذاشتند.
:: لپه : نيم کيلو
:: تخم مرغ : 5 عدد
:: زعفران سائيده : يک قاشق چايخوری
:: جوش شيرين : يک قاشق مرباخوری
:: پياز : 1 تا 2 عدد
:: نمک و فلفل : به اندازه کافي
طــــــرز تهيه:
گوشت را تکه تکه کرده و ميشوئيم و با پياز خرد شده بدون آب روی آتش ملايم ميگذاريم تا آب گوشت کشيده شده و پياز نرم شود. لپه را با نمک و آب ميگذاريم کاملا" بپزد و آب نداشته باشد. مخلوط گوشت و پياز را يکبار چرخ کرده و سپس لپه را هم اضافه کرده دوباره چرخ ميکنيم. تخم مرغها را در ظرف ديگری شکسته کمي هم زده و جوش شيرين را در يکي دو قاشق آب سرد حل ميکنيم و داخل تخم مرغها ميريزيم و سپس زعفران ساييده را هم به تخم مرغها اضافه ميکنيم و مايه گوشت و لپه را که کاملا" سرد شده داخل تخم مرغها ريخته و خوب تمام مواد را مالش داده و با هم کاملا" مخلوط ميکنيم.
در تابه روغن فراوان ريخته و ميگذاريم تا داغ شود، آنگاه روی يک نعلبکي را پارچه نازکي کشيده ته پارچه را در دست جمع کرده و دست را مرطوب کرده و از مايه گلوله هايي باندازه يک نارنگي برميداريم و روی پارچه به صورت دايره باز ميکنيم بطوريکه اطراف دايره از وسط آن کمي نازکتر باشد و با انگشت وسط شامي را سوراخ ميکنيم و در روغن کاملا" داغ مي اندازيم. توجه داشته باشيد که روغن بايستي کاملا" روی شامي را بپوشاند. پس از سرخ شدن شامي ها را در صافي ميگذاريم تا روغن اضافي آن گرفته شود
ادامه مطلب
لهراسب: دارنده اسب تندرو، از پادشاهان سلسله کیانی
مهراد: بخشنده چون ماه
فرامرز: آمرزنده دشمن، از پیش آمرزنده، نام پسر رستم پهلوان نامی شاهنامه
کهبد: خداوند کوه، کوه نشین، پارسایی که در کوه مشغول عبادت است
سروش: فرشته، جبرئیل، یکی از گوشه های ماهور در موسیقی سنتی
شکیبا: بردبار، صبور، تحم کننده
راشین: نام جد افراسیاب، آرام و ثابت
زروان: پرده دار، خالق نیکیها و حاجب انوشیروان
ورزاد: نام پسر آتوپ پسر تیران دوم از پادشاهان اشکانی
هرواک: نام دیگر خسرو پرویز
لاوی: نام سومین پسر یعقوب پیامبر
موغان: نام اسپهبدی است پسر دلوله
فارناسیس: نام برادر زن داریوش سوم که با خواهر کمبوجیه به نام آتس سا ازدواج کرد
کوشا: کوشنده، سعی کننده
داتیس: نام سرداری از ماد، نام سرداری در زمان داریوش بزرگ
رادمهر: بخشنده خورشید، نام سردار داریوش سوم
جابان: از سرداران ایرانی در سده ی دوم یزدگردی
چوبین: منسوب به چوب، کنیه بهران سپهسالار ارتش انوشیروان
بامداد: صبح زود، سپیده دم
پاتک: نام پدر مانی
وخش: روشنایی یا رویش، نام چهاردهمین نیای آدرباد مهراسپند.
هارپات: نام پسر تیری باز.
یزداد: خدا داد، نام یکی از پسران انوشیروان.
لیلاج: نام مردیست که در بازی شطرنج مهارت داشت.
مازستا: مهتر، بزرگتر، نام پسر داریوش اول هخامنشی.
نریمان: دلیر، پهلوان و نام پدر سام جد رستم دستان، در اوستا به معنی نرمنش و مرد سرشت است.
پارسا: پرهیزگار، زاهد، کسی از گناه بپرهیزد.
تاجمهر: تاج خورشید، کنایه از درخشندگی و نورانی بودن
آرتین: راستی و درستی، نام هفتمین پادشاه ماد.
ارشیا: نام های باستانی.
هورتاش: خورشید سان، مثل خورشید
یزد یار: نام پدر بیژن از موبدان کرمان، خدایار
بهنام: نیک نام، خوش نام، نام نیک
پرداد: نخستین قانون گذار پیشداد
لمیا: سیاهی زیر لب که موجب زیبایی باشد
مشک ناز: زیبا و خوش بو، نام دختر آسیابانی که بهرام گور در شکارگاه عاشق او شد
فرانک: فرانه، پروانه، سیاه گوش، نام مادر فریدون و زن بهرام گور
کیارا: اندوه، ملال
سروناز: سرو نورسته و خوشنما
شکوه: شان، شوکت، بزرگی
رامسینا: خدای بلند مرتبه سین
زرین بانو: بانویی همچون طلا و زر
وردین: گلهای بسیار
هرانوش: دختر آتش
لادن: نام گلیست زرد و خوشبو، محلی بود که گودرز و طوس در آنجا با پیران جنگیدن
موژان: چشم زیبا و پر کرشمه، چشم خواب آلوده
فاسیریس: نام دختر اردشیر دراز دست.
کوشک: نازک اندام و کوچک اندام
دالیا: گلی است زرد رنگ، گل کوکب
رادنوش: بانوی شیرین، از نامهای عباسی
جاندخت: دختری که چون جان دوست داشتنی است
چمن ناز: فخر چمن، کنایه از زیبایی و ملاحت
بتیا: سینه، نام دیگر آسیه
پاتیرام: خداوند آرامش، نگهبان شادی و خوشی
هاوا: نام ترکیست به معنای آهنگ موسیقی، ملودی، هوا.
یزدان بانو: خدای بانو.
لیدا: نامیست ارمنی برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا.
مازرین (ماه زرین): از نامهای بانوان زرتشتی، ماه طلایی.
نرمین: منسوب به نرم، لطیف، مهربان.
برنادخت: دختر جوان و شاداب.
پارسیا: پرهیزگار، زاهد، کسی که از گناه بپرهیزد.
تاجینه: منسوب به تاج و کلاه جواهر نشان.
آرتیمس: اولین و تنها بانوی دریاسالار ایران در زمان خشایارشاه.
ارشین: نام یکی از شاهدختهای هخامنشی.
بهار: به معنی بت، بتخانه، شکوفه و گل، سه ماه اول سال خورشیدی
پرمیس: نام دختر بردیا
مـــــــــواد لازم:
:: پيار درشت : 2 تا 3 عدد
:: بادمجان متوسط : 5 تا 6 عدد
:: کدوی متوسط : 3 تا 4 عدد
:: گوجه فرنگي درشت : 5 تا 6 عدد
:: فلفل سبز دلمه اي : 2 تا 3 عدد
:: سير : 3 پره
:: روغن زيتون يا مايع : يک پيمانه سر خالي
طــــــــرز تهيه:
پياز را خلال و در روغن سرخ ميکنيم تا کمي طلايي شود. سپس سير را کوبيده و داخل پياز ميريزيم و بهم ميزنيم، آنگاه فلفل را به صورت حلقه يا ريز خرد کرده و با پياز و سير تفت ميدهيم، بعد بادمجان و کدو را به حلقه های نازک ميبريم و به پياز و سير اضافه ميکنيم و گوجه فرنگي را نيز خرد کرده و داخل ظرف ميريزيم و کمي نمک ميزنيم و حرارت را ملايم ميکنيم تا تمام مواد بپزد و آب آن کشيده شود. سپس راتاتوی را در ظرف ميکشيم. بهتر است روی گوجه فرنگيها آب جوش بريزيم و پوست آن را بگيريم و بعد مصرف کنيم. بايد دقت کرد تمام مواد پخته شوند ولي زياد له نگردند.


دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
کوه زيبای عقاب معروف به عقابکوه با ارتفاع 140 متر از سطح روستا که از دور منظره عقاب نشسته ای را دارد.
این غار جزو غارهای آهكی و طبیعی است كه در ادوار مختلف مورد استفاده انسانها قرار گرفته شده است. طی دوره های مختلف زمین شناسي این غار تغییر حالت داده و به صورت معماری صخره ای در چهار طبقه و در دل كوه حفر گردیده است.
از نظر موقعيت جغرافيايي نيز گفته ميشود گل راميان در مسير جاده راميان النگ در دامنه کوه تپه آرام، قلعه ماران و رشته کوه خاکسار واقع شده و در حاشيه شرقي آن رودخانه قورچای با جهت جنوبي شمالي جريان دارد.
| Design By : Night Skin |



